تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
اين جمله كوتاه ، بيدارباشى سخت برحاكمان جامعه است . محاسبهء سخت آنان برانجام كارهايشان و اثرات دستورها و فرمانها و قوانينى كه تقنين كرده‌اند ، اگر در كنار تلذّذ از خوردن و آشاميدن هرچند به حلال قرار گيرد ، رهايى از آتش را براى آنها سخت و سخت‌تر مىنمايد . آنچه كه در اين بخش از بحث گرد آورديم ما را به اين نتيجه مىرساند كه رهبران جامعهء دينى بايد خود را به زهدى وسيع پيراسته نمايند ، بىترديد آنان كه در معرض انواع نعمت‌ها و ثروت‌ها هستند ، اگر زهدى با گستره‌اى وسيع نداشته باشند ، اغواء خواهند شد و دنيا آنان را آلوده خواهد ساخت . و البتّه در اين صورت حاكم يا همچنان به امر و نهى مىپردازد كه اثرى نخواهد داشت يا اينكه براى پرده‌پوشى بر عيوبش خلايق را هم به دنياستايى وادار مىسازد و در هرحال فساد و تباهى ، در انتظار چنين جامعه‌اى خواهد بود . بىترديد در اين راستا يعنى مديريت زاهدانه برجامعه ، على عليه السلام بالاترين اسوهء زهد بعد از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله است . حضرت در بخشى از نامه 45 به « عثمان بن حنيف » مىفرمايد : « الا وانَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ اماماً ، يَقْتَدى بِهِ وَيَسْتَضىءُ بِنُورِ عِلْمِهِ » . بدانيد هر مأمومى امامى دارد كه بايد به او اقتدا كند ، و از نور علمش بهره‌مند گردد . ولى آيا همه مىتوانند چون على عليه السلام زندگى كنند ؟ امام عليه السلام خود در پاسخ اين سؤال مىفرمايد : « الا وَانَّكُمْ لا تَقْدِرُونَ عَلى ذلِكَ وَلكِنْ اعيُنونى بِوَرَعٍ وَإجْتِهادٍ وَعِفَّةٍ وَسِدادٍ » . بدانيد شما توانايى نداريد كه چنين ( چون من ) زندگى كنيد ولى شما مرا با ورع ، تلاش ، پاكدامنى و راستگويى يارى نماييد . بىترديد مراد امام اين نيست كه حال چون توان مثل من زيستن را نداريد پس
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 129 | على غضنفرى