« اذن اللَّه » و چشمش « عين اللَّه » و دستش « يد اللَّه » شدهاند ؛ يعنى در تمام ايام و ساعات عمر خويش جز آنچه را كه مرضى حق است نمىشنود ، جز آنچه را كه رضاى حق در آن است نمىنگرد ، و به غير رضاى او اعضا و اندامش حركت نمىكند و بالاخره همه حركات و سكونهاى وجودش در مسير رضاى « اللَّه » و در طريق اوامر و نواهىاش قرار گرفته و حتى امور عادى او ، از قبيل خوردن و آشاميدن و خوابيدن و غيره جزء عبادات و پرستش او شدهاند . و اين حالت ملكوتى است كه در ضمن دعاى كميل از خداوند مىخواهيم :
حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِى وَ أَوْرَادِى كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً ؛
خداى من ، عملهايم در پيشگاهت تا آنجا به مرحله قبول آيد كه همه كردارم و گفتارم يك « ورد » باشد و همه حركات مختلفم در زندگى يك عبادت گردد .
آرى ، آن كس كه روح توحيد در همه عملهاى بدنىاش دميده شود و آنچه را كه مىگويد ، در طاعت او گويد و آنچه را كه مىكند ، در مسير رضاى او كند . او فرشتهاى است زمينى كه عملهايش مورد غبطه فرشتگان آسمان است . و اى انسان ، چنين باش تا خليفة اللَّه شوى .
نتيجه آن كه ، يكى از طرق تحصيل يقين ، كوشش در عمل و سعى در عبادت است .
در آيهء شريفه ديگر ، خداوند در بارهء بندهء خليلش چنين مىفرمايد :
« وَ كَذلِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ » ؛ « 1 »
و اين گونه ، ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقينكنندگان باشد .
ما سلطه و قدرت خويش را نسبت به آسمانها و زمين ، براى ابراهيم پيامبر ارائه نموديم . اين مطلب را به عللى انجام داديم كه يكى از آنها اين بود : وى در زمره اهل يقين باشد و اين صفت كمال را بيابد . ملكوت ، سلطنت و احاطه تام است . و از آيه مباركه چنين بر مىآيد كه خداوند ، كيفيت سلطه خويش را به عالم وجود در مقابل
هامش
( 1 ) سورهء انعام ، آيهء 75 .