[ جلد دوم ]
فصل سوم : اخلاق
ادامهء فصل سوم : اخلاق
( 1 ) اخلاق در اسلام « 1 »
يقين و باور درونى
سخن در صفت يقين بود و اين حالت نفسانى راسخ ، كه اگر متعلق آن ، توحيد مبدأ و ثبوت معاد و ساير امور مربوطه باشد ، از بهترين و پر ارزشترين صفات انسان و جمال روح و كمال روان او خواهد بود . و اينك مناسب ، آن است كه در بارهء اسباب و وسايل تحصيل اين گوهر پر ارج از ديدگاه اسلام ، اندكى بررسى و فحص شود ، باشد كه از خلال آيات و ادله به راهى راهنمون شويم كه طالب حركت را به قله قاف اين مقام ، مسيرى مستقيمتر و طريقى نزديكتر به دست آيد .
تأثير يقين باطنى و عمل خارجى در يكديگر
آيهء شريفه « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » « 2 » را معانى و تفاسيرى است ؛ از آن جمله آن كه اين آيه دستور العملى است براى رسيدن به مرحله يقين و پيدا كردن اين صفت عظيم ؛ زيرا معناى آيه اين است كه : اى مخاطب و اى انسان ، پروردگار خود را پرستش كن تا آن كه صفت يقين در قلبت پيدا شود ، و هر درجهاى از يقين را به وسيله طاعت خويش دريافتى ، باز بر طاعت خود بيفزاى تا به درجهاى ديگر نايل آيى .
توضيح سخن ، آن كه بىترديد ، عمل و طاعت در تحقق صفت يقين اثرى مستقيم
هامش
( 1 ) پاسدار اسلام ، ش 19 ، تير 1362 .
( 2 ) . و پروردگارت را پرستش كن تا اين كه مرگ تو فرا رسد ( سورهء حجر ، آيهء 99 )