چشم دل و ديدهء باطن ابراهيم خليل آن چنان ارائه فرمود كه جمال معنوى و كمال مطلق حق را در اين آيينه شهود به روشنى مشاهده كرد و همچنان كه ناظر آيينه ، صورت و نقش را مىبيند و نه آيينه را و ديدهاش در صورت ، فانى و خود آيينه گويا از ديدهاش زايل است ، ابراهيم خليل از مشاهده جهان هستى ، آفريننده هستى ، و از ديدن مظاهر تجلى ، جمال و كمال متجلى ، و از مشاهده آثار ، صاحب آثار را ديده است . و اين است مفهوم نظر بندگان خالص حق ، و اين است نتيجه نگرش آنان به ظواهر جهان :
يار بى پرده از در و ديوار * در تجلى است يا اولى الابصار .
و اين حسين بن على عليه السلام امام عظيم الشأن است كه عرضه مىدارد :
إِلَهِى عَلِمْتُ بِاخْتِلَافِ الْآثَارِ وَ تَنَقُّلَاتِ الْأَطْوَارِ أَنَ مُرَادَكَ مِنِّى أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى لَاأَجْهَلَكَ فِي شَيْءٍ ؛ « 1 »
خداى من ، از دگرگونى آثار هستى و انتقالات احوال عالم وجود ، چنين فهميدم كه خواستت نسبت به من اين است كه در تمام شؤون اين عالم خود را به من معرفى كنى و ذرات عالم هستى را براى من آيينه صاف گردانى و در آن مرآة ، زيبايىهاى خويش را ارائه نمايى تا آنجا كه در ديدن هيچ موجودى ، از مشاهده جمالت غفلت نكنم .
سپس خداوند نتيجه ارائه ملكوت را بر خليل خويش در قسمت عمده ، اين معنا قرار مىدهد كه وى واجد صفت يقين باشد و در زمره موقنان درآيد .
و خداوند در آيهء ديگر مىفرمايد :
« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ » . « 2 »
خداى بزرگ تدبير كارگاه عظيم آفرينش را بر عهده دارد و به نحو تدريج ، امور جهان را تنظيم و اداره مىكند و آيات و نشانههاى خويش را ، از توحيد گرفته تا معاد ، جداگانه در صحنه جهان ارائه مىدهد و اين عمل وسيع و قدرت و تدبير گسترده - كه
هامش
( 1 ) از دعاى عرفه .
( 2 ) سورهء رعد ، آيهء 2 .