تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * به در آى تا ببينى طيران آدميت
ج 1 / 427
چون كه با كودك سر و كارت فتاد * پس زبان كودكى بايد گشاد
ج 2 / 298
جان چه باشد كه فداى قدم دوست كنم * اين مطاعى است كه هر بى سر و پايى دارد
ج 2 / 247
تا تن نكنى لاغر جانت نشود فربه * تا جان ندهى از كف جانانه نخواهى شد
ج 1 / 363 ، ج 2 / 87 ، 110
خاك دل آن روز كه مىبيختند * شبنمى از عشق در او ريختند
ج 1 / 80
گر حكم شود كه مست گيرند * در شهر هر آنچه هست گيرند
ج 1 / 124 ، ج 2 / 278
حق تعالى ميل غفارى كند * بنده رو ، در گريه و زارى كند
ج 2 / 125
به عمرى يك نفس با ما چو بنشينند برخيزند * نهال شوق اندر دل چو برخيزند بنشانند
ج 1 / 382
اى هواهاى تو خدا انگيز * وى خداهاى تو خدا آزار
ج 1 / 193
يار بى پرده از در و ديوار * در تجلى است يا اولى الابصار
ج 2 / 10
ده بود آن نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و گياه و عقار
ج 1 / 121
خبر دارى اى استخوانى قفس * كه جان تو مرغى است نامش نفس
ج 1 / 370
گفت پيغمبر كه اندر اين طريق * با وفاتر از عمل نبود رفيق
ج 1 / 153 ، 335
از كجا آمده‌ام ، آمدنم بهر چه بود ؟ * به كجا مىروم آخر ؟ ننمايى وطنم
ج 1 / 344
حجاب چهره جان مىشود غبار تنم * خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم
ج 1 / 128 ، 226 ، 295 ، ج 2 / 103
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 571 | الشيخ علي المشكيني