( 44 ) پاسخ به نامهء يك دوست ( 1 )
بسمه تعالى
اخ الاعز ، سلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
نامه مبارك به سر فرازيم شرف وصول ارزانى داشت ، از قلب پر از مهرت قلبم خرم و شاد و از مهرت به نگارش نامه اين مخروبه دل آباد گرديد . من از دور دست شما را مىفشارم و هر جوانى و پيرى كه قدمى به سوى خدا برمىدارد ، او را دوست مىدارم . اميدوارم كه در ظل عنايت حق و قدمهاى برجستهء جوانهاى وطن صحنه مملكت روزى به نور ايمان گلستان شود و دورانى دوران قرآن گردد .
برادر عزيزم ، با خدا باشيد . بخوانيد ، بدانيد ، عمل كنيد ، بگوييد تا اين وديعه خدايى را ما هم به نوبه خود حفظ كنيم و پس از چندى به نسلهاى آينده بسپاريم و رهسپار شويم . از زحمات شما ممنونم ، متشكرم ، دعا مىكنم . از خدا خير و سعادت و سلامتتان را مىطلبم . اميد است كه بپذيرد و قبول فرمايد .
راجع به حقوقتان من شما را وكيل مىكنم كه بگيريد و خرج كنيد ؛ به شروط اين كه در جاى حلال صرف كنيد و به درد دين مردم بخوريد و از گناه - كه تباه كننده انسانيت انسان است - دورى فرماييد . شما چنين نيستيد بحمداللَّه ، ولى وظيفه من گفتن است . و پس اندازتان خمس دارد ، اگر نتوانيد بدهيد ، به تدريج ، ماهى پنج تومان و ده تومان مىدهيد - ان شاء اللَّه - تمام مىشود .
ضمناً چون مرقوم فرموده بوديد كه كتاب هر چه بفرستم ، در دسترس عدهاى قرار