قصد كه يمن و بركت كارتان سبب شود ، بنده هم كارم اصلاح شود و - ان شاء اللَّه - تا وقت لزوم پول خداوند جور مىكند .
و ديگر ، راجع به آقاى طاهرى هر چه انتظار مىكشيم ، از ايشان خبرى نيست و آن طرف هم منتظر است كه ايشان تشريف بياورد ، ببينند اميد است درست شود . و راجع به آقاى حاج فيض فعلًا حوصله اين كه سر سخن با او باز كنم كه در مسأله دور و تسلسل واقع شوم ندارم . عند الامكان نامهاى به ايشان مىنويسم و اصلًا اختلاف زير پردهاى ما و ايشان به زودى قابل حل نيست . و لعل الى الابد هم بماند ؛ منتهى تظاهرى در كار نيست ؛ زيرا بنده همانند آنم :
سعدى افتادهاى است آزاده * كس نيايد به جنگ افتاده
و سلام به سكينه و نرگس و نوريه و به رفقا دارم . و اما الداماد الجديد : فانتظر ماذا يكون قال الامر و اللَّه ولى امورنا و بيد الخير :
ازِمَّةُ الأمُورِ طِرّاً بِيَدِه * وَ الكُلُّ مُستَمِدَّةُ مِن مَدَدِه « 1 »
8 / 4 / 95
قربان شما
على مشكينى
هامش
( 1 ) شرح منظومه ، ج 2 ، ص 35 .