( 15 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 13 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ الجليل مولاى المحمدى دام عزه الوارف .
تسليمات خاصه معروض مىشود . تمام توفيق اينجانب را با متعلقين و مؤمنين و برادران دينى از خداى جهان طالبم . نامه مبارك زيارت و از الطافتان تشكر دارم .
راجع به قصار الجمل اگر بنا بشود به تهران برده شود براى حروف ريز ، صلاح همين است كه در قم طبع شود و با همان حروف رسمى كه كتابهاى ديگر طبع مىشود ، چاپ شود . منتهى صحبت فرماييد كه هر چه حروفشان نوتر باشد ، آن را استعمال نمايند ؛ چون بعضى جاها چند رقم حروف دارند . ولى توجه فرماييد كه اخبارى كه كوتاه باشد كه مثلًا دو تا روايت در يك سطر بگنجد ، آن را يك جا نماييد وخبر درازتر را در يك سطر ؛ چنانچه نمونه را در خدمتتان فرستادم .
و ديگر ، بعداً متوجه شدم كه شما رمزهاى اسماى ائمه عليهم السلام و اسماى كتاب را براى چه مىخواستيد . گمان مىكنم كه صلاح آن است كه تمام رموز و اشارات به همان طرز رموز بنويسيد كه مثلًا مثل رموز بحار [ الأنوار ] همه را در يك صفحه اول كتاب شرح مىدهيم و لازم نيست رموز را تبديل به اسم كنيد . باز هم شما ملاحظه بفرماييد ، ببينيد چه نظريه مىدهيد ، جواب مرقوم بداريد .
بالجمله با آقاى عربستانى صحبت كنيد و وقت بگيريد با حروف متعارف و به طرز متعارف چاپ كند و آن نظريه سابق را فعلًا فسخ مىكنيم . جواب نامه پور