( 5 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 3 )
بسمه تعالى
السلام الاخ فى اللَّه و قرة عينى و امينى و جليسى و صهرى العزيز و رحمة اللَّه و بركاته .
و بعد ، اميد آن كه در اين ماه شريف از رحمتهاى گوناگون حق كمال استفاده و تمام بهرهها را ببريد كمال روح و ترقى نفس و تكامل معنوى را حاصل نماييد ؛ ان شاء اللَّه .
نامهء مبارك را خواندم . خوش وقت از ياد آورى آن جناب شدم و ناراحت از اوضاع مذهبى ملت ( فقد سرّنى و سائنى ) هم چنان كه مىبينيد و مىبينيم ، اين دين گرامى و قرآن عزيز امروز در دست ما افتاده و دارد به تدريج از دلها و محيطها و جامعهها و اجتماعها و جوامع و مغزها و فكرها و نفسها دور مىشود ، رخت بر مىبندد و نفرينكنان عزم سفر مىكند . اين وضع ملت است و اين كار مذاهب است كه اطراف كنگاور با طول و عرضش ده آبادى ملا ندارد . آن هم از همين ملاها كه كيفيت و كميت و هدف و غرض و روش و نتيجهاش را مىفهميم . از همينها هم ده نفر ندارند و كذا اطراف غير كنگاور و كذا غير اطرافش .
اينجا يك دهى است غالباً سيدند و هر يك در ماه محرم ( چون در رمضان خبرى نيست ) ده آبادى يا چهارده آبادى را استعمار يا استثمار و استحمار مىكنند و اگر مزاحمى پيدا شود ، بر او حمله مىكنند ، مىگويند ، مىآشوبند ، مىشورانند ، دفاع مقدس مىكنند و جهاد در راه هدف مىفرمايند ؛ مردم را در بقچهها و طاقچهها و صندوقچهها نگهداشتهاند و همانند اغنام اللَّه صم بكم عمى كردهاند . فبئس ما تشطرا