تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣

( 4 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 2 )

بسمه تعالى السلام على الاخ العزيز و الصهر الكريم ابى البركات مولانا محمد محمدى دام عزه . و بعد ، اميد است عند التوجه الى المعبود - عزّ اسمه - اين ناچيز را ياد كنيد و دل اقصا شده‌اى را شاد كنيد . حقير بحمداللَّه سالم و راحتم و نگرانى ندارم . مردم گرم مىگيرند و دو وقت جماعت در دو مسجد اقامه مىشود و پس از نماز عشا چند روايت اسماع مىگردد . سكينه را سلام دارم و نرگس را سلام خالصانه و بىشائبه معروض مىدارم . نامه سكينه خانم را خواندم و سلام از طرف شما نوشته بودند ، تشكر كردم . و مىدانم كه در مشهد مقدس منسى عواطف ساميه نبوده‌ام . و خدا را بر اين نعمت شكرگزارم . سكينه خانم را توصيه مىكنم كه حرف شما را چون وحى آسمانى در گوش گيرند و رضاى شما را رضاى حق دانند و بكوشند كه شما را راحتى و خوشى دهند و اسباب تحصيل شما را فراهم سازند . رفته رفته مؤمن‌تر و متدين‌تر و عاقل‌تر و صبورتر باشند - ان شاء اللَّه - و حضرتعالى نيز رؤف‌تر و مهربان‌تر و بيناتر و غفورتر و گذراتر باشيد تا كار به صلاح انجامد و گرمى داخله محفوظ ماند . شما را به خدا سپردم . قربان شما على مشكينى 4 شعبان 93 به ام الزوجه‌تان توصيه كنيد كه ناراحت نشوند ؛ زيرا من كسى نيستم كه با اين كارها غصه بخورم و ناراحت بشوم . فكرم از آزادى آن روز آزادتر است بى خود غصه نخورند كه مىترسم آقاى مهدى آقا ناراحت شوند و گناه باشد . و السلام .