تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
دنيوى را فرعى بر اصل و مقدمه‌اى بر هدف قرار داد و فرمود ، بگوييد : « لا تجعلِ الدنيا اكبرَ همّنا و لا مبلغَ علمنا » . « 1 » و سپاس او را كه علوم دينى ما را مشروط به عمل كرد و گرنه ما را درخت بىثمر خواند . و شكر او را كه به اعمال نيك ما وعدهء پاداش خير داد ، پاداشى كه در كيفيت « مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَاأُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَاخَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر » « 2 » است ، و در كميت « عرضُها السّمواتُ و الارضُ » است ، و در بقاى مدت « خالدين فيها ابداً ، و لا يبغون عنها حوَلًا » است . و بعد سلام به دار الايمان اردبيل ، سلام به مدارس دينى آن خطّه و به علماى عظيم الشأنى كه از آن ديار به لقاى حق پيوسته‌اند و علماى احيايى كه هر يك به نوبهء خود چراغى فروزان و ستاره‌اى درخشان و شمسى پر نور و قمرى پر فروغ‌اند . سلام بر ائمه جماعات و جمعات و طلاب علوم و مربّيان نور و مردم بيدار وَ با عشق و شور آن سامان . و نيكو است در اينجا يادى ويژه از آن درّ گرانمايهء اردبيل كنم كه در جنب ايوان علوى ، هر فقيه و محققى از آنجا عبور كند ، هديه‌اى لايق به امانتِ گرانقدر اردبيل تقديم مىدارم ، يعنى آن كه احمد نامش ، و مقدس صفتش و اردبيل مولدش و جوار علوى آرامگاهش مىباشد . اى عالم روحانيت بكوشيد كه چنين باشيد . الا « وَ فِى ذلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ » . « 3 » و زيباست باز بگويم كه ملت اردبيل را آن گونه كه در اسبق زمان من ديده‌ام ، معنويتشان بر ماديت و ايمانشان بر دنيويت مىچربيد ، مساجدشان در محرم ديدنى و حلاوت عبادتشان در رمضان چشيدنى بود . سلام بر آنها دينشان سالم و دنيايشان آباد باد .
هامش
( 1 ) و كار دنيا را بزرگ‌ترين غم ما و نهايت دانشمان مساز . ( 2 ) . آنچه ديده‌اى نديده و گوشى نشنيده و بدل بشرى نگذشته است ( أمالى الصدوق ، ص 432 ) ( 3 ) و در اين [ نعمت‌ها ] مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند ( سورهء مطففين ، آيهء 26 )