لغات القرآن و امثال اينها كه هر يك از آنها علمى جداگانه و هر زمان كه فردى در همه اين اصول مجتهد شد ، مىتواند حكمى از قرآن را استفاده كند . من اشخاصى از بزرگان اينها مىبينم كه متكى به فهم خودشان هستند كه هيچ يك از اين شرايط را ندارند ؛ مثل اين است كه دانش آموزى از روى كتاب طبى مطلبى را بخواند و بفهمد و بعد بگويد من دكتر هستم ! اينها در اين موضوع بسيار در اشتباهاند ؛ زيرا پيش مىآيد كه اينها خلاف حكم الهى را مىفهمند و اطلاع ندارند كه يك روايت ديگرى بايد با اين روايت جمع شود ؛ اول آيه با آخر آيه ، اين آيه با آيهء ديگر . يكى از جنبههاى بسيار بارز از نقص اينها اين است كه خودشان را مستقل در استفاده احكام الهى از كتاب و سنت مىدانند و از اين جهت است كه به كلى با روحانيت هم مخالفاند و مىگويند ما خودمان داريم و استفاده مىكنيم . ما نمىخواهيم در اينجا از روحانيت تعريف كنيم ، اما اين را مىدانيم تا اين شرايط و درسهايى نباشد ، نمىتوان از كتاب خدا استفاده نمود .
جنبه ديگرى كه ما از اينها مشاهده كردهايم ، روش عملى اينهاست كه روش اسلامى نيست ؛ مثلًا در عملكرد اينها در هر جايى شما ببينيد كه ده نفر عليه انقلاب قيام مسلحانه و يا غير مسلحانه كردهاند ، وقتى به آنها نزديك شويد ، مىبينيد يا محرك آن ده نفر اينها بودهاند يا از اينها چند نفر عضو آنها بوده است كه بر عليه انقلاب و بر عليه اسلام ، حتى امام قيام كردهاند . و ما شواهدى داريم كه مثلًا در گنبد افرادى از اينها بودند كه مسأله گنبد را دامن زدند و همچنين در كردستان بعضى از دوستان ما آنجا وارد معركه بودند و مدتها در آنجا و سنندج زحمت كشيده و در حال نبرد بودند ، مىگفتند كه چهار گروه در كردستان تشكيل شده كه عبارتاند از كومله ، دمكرات ، فداييان و مجاهدين خلق ، و جنبهء هدايت آنها در اين قضيه به عهده اينها بوده است . غالب تحريكات آنجا به عهده اينها بوده است و ابتكار عمل را اينها در دست داشتند . اينها چه طور مسلمانى هستند و چگونه اهل قرآناند و چه طور مدعى اين هستند كه ما آشنا به مذهب هستيم ، هر جا عليه اسلام اقدامى بشود ، « اينها » يا « آنها » هم دست و شريكاند با چپىها ، منحرفها ، شاهدوستها و يا با اقشار
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٢