تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
احكام اسلامى گاهى اين طور است كه اگر بخواهد انسان يك طرفش را قبول كند و طرف ديگرش را قبول نكند ، اين حكم معنايش اين است كه هيچ طرف را قبول نكرده و هيچ يك را نپذيرفته است . ما از اين‌ها مداركى داريم كه در جنبه‌هاى گوناگون ، من جمله اقتصاد ، ضد اسلام و خلاف واقع عمل مىكنند و مطلب مىنويسند . و حتى از نظر اخلاقى آن چنان دچار ضعف و اشتباه هستند كه به تعبير بعضى از دوستان ، نظر اين‌ها اين است كه « هدف وسيله را توجيه مىكند » . ما در همين « قم » كارهايى خلاف اسلام از اين‌ها مشاهده كرده‌ايم . چندين بار پيش ما آمدند و مطالبى را عرضه كردند . بار ديگر آمدند ، خلاف آن مطلب را گفتند . ما پيشنهادهايى كرديم و سؤالاتى نوشتيم و به آنها داديم . من گفتم اين سؤالات را ببريد و براى من جوابى كتبى بياوريد تا ببينم مىتوانيم با شما به تفاهم برسيم يا خير . آنها رفتند و نيامدند . يك بار ديگر افراد حساسشان آمدند و سؤالاتى كردند و من سؤالاتى نوشتم و به آنها دادم . گفتند : ما به اين‌ها جواب مىدهيم . رفتند و ديگر نيامدند . اين موضوعات در حدود چند ماه قبل بوده و گاهى سؤالاتى مىنوشتم ، بعد تكثير مىكردم و به آنها مىدادم كه ببريد و به آنها جواب دهيد ، ولى آنها در هيچ يك از موارد به آنها پاسخ ندادند . مسأله ديگر ، آن كه من مورد ديگرى را از اين‌ها دريافتم كه اين‌ها در استنباط و احكام الهى ، خودشان را مجتهد مسلم و بىنياز از حوزه و درس و متخصص اسلام مىنامند و خيال مىكنند كه هر كسى مىتواند با چند آيه - كه عربى آن را اجمالًا معنا كند - آن هم اين طور كه اين‌ها معنا مىكنند ، يا نهج البلاغه را باز كردن و دو سطر خواندن مىتوانند همه احكام را استفاده كنند . اين گونه استنباط كردن يك انحراف بزرگ است . احكام ما در ميان كتاب و سنت است ؛ منابع احكام از به دو تشكيل استنباط و از زمان شيخ طوسى براى همه روشن است كه بايد از منابع خاصى گرفته شود و همچنين فرا گرفتن احكام از اين معارف شرايطى لازم دارد و چندين علم بايد بخواند تا به آن‌جا برسد ؛ مانند عربى ، ادبيات ، صرف و نحو ، معانى ، بيان ، فقه ، منطق ، اصول ،
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 361 | الشيخ علي المشكيني