( 39 ) نكاتى در بارهء انسان كامل ، استخاره ، چگونگى حشر انسان در قيامت و . . . « 1 »
مقدمه : در شمارهء گذشته از سلسله درسهاى معلم اخلاق آية اللَّه مشكينى مطالبى در بارهء رحمت كه يكى از صفات فاضله انسانى است ، از نظر خوانندگان عزيز گذشت در اين شماره نكاتى در بارهء انسان كامل ، استخاره ، چگونگى حشر انسان در قيامت و . . . از نظر شما عزيزان خواهد گذشت :
شما جملهاى در بعضى از تواريخ مىخوانيد كه حضرت يعقوب چهل سال از فرزندش دور افتاد و پس از چهل سال معلوم شد كه فرزندش زنده است . از مدين حركت كرد و به ملاقات يوسف در مصر رسيد ، تشريفات ورود آنها مسألهاى است ، وارد شدند در كاخ يوسف ، نشستند و تا شب با حضرت يوسف سخن گفتند ، برادرها رفتند و خوابيدند ، مادر رفت خوابيد ، يوسف ماند و يعقوب . جلسه اول است كه پس از چهل سال يك پدرى با فرزند عزيزش در خلوت شروع به سخن مىكند . نوشتهاند كه اولين جمله و در خواستى كه يعقوب كرد ، اين بود كه حال فرزند عزيزم بيا بنشين ، مىدانى بعد از خداحافظى زير آن درختى كه نزديك آبادى بود ، تو را براى بازى بردند ، من حالا تو را ملاقات مىكنم و نمىدانستم بر تو چه مىگذرد « ماذا فعل اخوتك بك يابنى اخبرنى » ؛ فرزندم به من بگو برادرانت با تو چه كردند ؟ چه معاملهاى با تو كردند كه اين همه گرفتارى پيش آمد ؟ جواب يوسف ، اين انسان كامل
هامش
( 1 ) ماهنامهء جهاد ( ترويج كشاورزى و توسعه روستايى ) ، ش 55 .