به ديگران نكردن ، و پس از اين كه اين حدود درست شد ، و انسان از راه مشروع مالك شد و مالياتش را داد ، احتكار نكرد و قصد اضرار نداشت ، پس از اين مقدار ، پس از اين حدود ، اين كه چند ميليون بايد داشته باشد ، چند هكتار بايد زمين داشته باشد ، محدوديت ندارد . پس از اين ، هر قدر مالك بشود ، از نظر اسلام اشكال ندارد و محدوديتى ندارد . و اين نكته هم قابل توجه است . پس از اين كه اين حدود را اسلام در افراد مالكين مراعات كرد ، از آنها حقوقى برداشته مىشود ، از آنها اموالى گرفته مىشود كه به نيازمندان تحويل داده مىشود و در نتيجه ، آنها هم نيازهايشان ، كاملًا تأمين مىشود و يك تقريباً افتى و سطح متقارنى در جامعه پيدا مىشود . و ابداً اختلاف فاحش طبقاتى ايجاد نمىشود . بنا بر اين ، با همين مالكيت اين رقمى جامعه متقارن مىشود .
آيا پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله اسلحه از مشركان مىخريده يا نه ؟
* پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله اسلحه هم مىخريده ، وقت نياز ، جنسهاى ديگر هم مىخريده ، معامله با كفار اشكال ندارد ؛ منتهى همان طورى كه پيامبر گرامى مىخريده ، ما هم اگر بخريم عيب ندارد ؛ با حفظ استقلال ، با حفظ اين كه وابستگى پيدا نكنيم ، با حفظ اين كه استثمار نشويم ، با حفظ اين كه استحمار نشويم ، با حفظ اين كه آزاديمان را از دست ندهيم ، با حفظ تمام اين خصوصيات و تصويب هيئت دولت و تصويب و رهنمودهاى امام از هر كشورى اسلحه بخريد ، هيچ مانعى ندارد ، با حفظ اين حدود ، ولى پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله در آن عصر احتياج به خريد اسلحه نداشت . مگر اسلحه آن وقت مثل حالا بود كه چند تا ابر قدرت اسلحههايى مىسازند و ديگران اجازه ندارند كه بتوانند آن اسلحهها را درست كنند و ديگران مجبورند دست گدايى به سوى آنها دراز كنند ؟ در آن زمان اسلحه شمشير بود كه خودشان مىساختند .
نيزه بود كه خودشان مىساختند و امثال اينها بود . خودشان مىساختند و احتياج نداشت به اين كه از كسى بخرند و اگر يك وقت نيازمند مىشدند ، مىخريدند آن هم اشكال نداشت .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٧