كافر مثل چهارپايان مىخورد ، يعنى كافر مىرود صحرا دستهايش را مىگذارد زمين ، مثل چهار پا مىشود . بعد با دهان و دندانش غذا را مىكند و مىخورد ؟ نه ، بهايم خوردنش بالاصاله است . گوسفند وارد يك جا و علفزار مىشود ، بز و گاو و شتر اين خوردن را بالاصاله مىبيند ، حظش است ، نه يك هدفى ديگر دارد .
مى گويد : كفار مثل چهارپاياناند ؛ چون خوردنشان مثل خوردن بهايم است ، بالاصاله است . او هدف الهى ندارد . او نمىخواهد به يك جايى برسد . بناء على هذا ، اين معناى دنيا .
و زحماتم را ديگر خاتمه بدهم . منتهى يك جملهاى را به شما بگويم كه اگر ما بخواهيم بر نفسمان پيروز شويم و آنچه كه اسم دنياست از او بگريزيم و آخرت را در همه رفتارمان بياوريم ، بايد كارى كنيم كه بر اين نفس اماره غلبه پيدا كنيم . ورزش مىخواهيد ، ورزشهاى اسلامى ، ورزشهاى صحيح عمل به عبادات :
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » ؛ « 1 »
و پروردگارت را پرستش كن تا اين كه مرگ تو فرا رسد .
مرحوم شيخ انصارى ، استاد بزرگ و خاتم المجتهدين - رضوان اللَّه تعالى عليه - از دنيا رفت . سه چهار تا از شاگردانشان ، بلكه بيشتر به جا ماندهاند ؛ مجتهدانى عاليقدر مثل ميرزا حبيب اللَّه رشتى ، مرحوم ميرزا حسن شيرازى بزرگ ، مرحوم فشاركى و امثال اينها . آقا اينها بعد از شيخ انصارى مىخواهند مرجع تقليد بشوند . از همه اينها حسب ظاهر ، مرحوم ميرزاى رشتى ، مرحوم حاج حبيب اللَّه اعلم بود .
همه منتظرند فردا رساله عمليه مرحوم ميرزاى رشتى از چاپ بيرون بيايد ، منتشر شود و همه تقليدش كنند . ديدند فردا خبرى نشد ؛ امروز ، فردا ، پس فردا ، اين هفته ، آن هفته بعد . كسى را فرستاد دنبال مرحوم ميرزا حسن شيرازى بزرگ - كه فتواى توتون را داده - گفته برو به فلانى بگو سلام مرا به ميرزاى شيرازى برسان ، بگو ميرزا محمد حسن من براى مرجعيت شرايطى قايل هستم ؛ نه قسم از شرايط مرجعيت را عقل
هامش
( 1 ) سورهء حجر ، آيهء 99 .