بيفتم و راه را گم كنم ! به سجده بيفتيد و از خدا بخواهيد در خلوت بخواهيد و در خلوت بگو : خدا از شر من دينت را نگهدار ، خدا از شر زبانم ، از شر قلمم ، از شر سخنم ، از شر بيانم ، از شر گفتارم و كردارم دينت را نگهدار . و نگذار من شرى انجام بدهم . اگر گويندهها مىخوانند :
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له على ذالك ، خدا نكند اين ظلمها پاى مرا هم بگيرد . خدا نكند اين لعنتها شامل حال من هم بشود .
واى بر من اگر در حوزه ماندم در مكتب امام صادق مدتها درس خواندم ، اما از قلم ولى عصر وقتى كه بگيرد من رفوزه شوم !
واى به حالم اگر از من خوشش نيايد ، واى به حالم اگر يك جا از آقا بپرسند فلان آقا مال فلان جا توى حوزه درس مىخواند ، آقا نسبت به فلان كس چه طور هستيد ، راضى هستيد يا ناراضى ؟ واى بر من اگر بگويد از او ناراضى هستم . خدا اين جسم من طاقت آتش جهنم ندارد .
اين جمله را به رفقا عرض مىكنم ، از اين حرفها بگذريم . برويد خودتان را در خلوت امتحان كنيد . آن آب داغ حمام را كه دارد مىجوشد ، باز كن رو سرت ، به اندازه يك ثانيه ، دو ثانيه و اگر توانستى دو ثانيه تاب مقاومت بياورى ، پس اين بدن را براى جهنم آماده كن . سخن از على عليه السلام بگويم :
أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَايُطْفَأ . « 1 »
قربان گوش و چشمت كه اين سخن را بشنوى و امير بيان را ببينى .
أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ جَدِيدُهَا لَايَبْلَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ عَطْشَانُهَا لَايَرْوَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ مَسْلُوبُهَا لَايُكْسَى .
در نهج البلاغه مىگويد :
اتَّقُوا نَاراً حَرُّهَا شَدِيدٌ وَ قَعْرُهَا بَعِيدٌ وَ حِلْيَتُهَا حَدِيدٌ وَ شَرَابُهَا صَدِيدٌ ؛ « 2 »
از آتشى بپرهيزيد ، كه گرمى آن سخت است و ژرفاى آن دورتك و پر از بيم ،
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 3 ، ص 328 .
( 2 ) نهج البلاغة ، خ 120 .