تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
قطعه شده است - و تمام اين‌ها را على بن ابىطالب انجام مىداد ، و هر كس برخيزد و قيام كند و با او بجنگد ، من ضامنم كه به او بهشت بدهند . پنجاه هزار شامى ، اطراف شام ، دور آن پرچم نشسته‌اند و ايستاده‌اند و نماز مىخوانند و ركوع مىكنند و اشك مىريزند و مىگويند خدايا ما را موفق دار كه خون على را من به دستم و شمشيرم بريزم . و اين است معناى استثمار و استحمار يك انسان شيطانى نسبت به انسان‌ها ) بلند مىشود از آن‌جا مىآيد به طرف مدينه . بروم ببينم كه اين‌ها چه كسانى هستند كه بتوانم آن‌جا تبليغى انجام بدهم . وارد شد با اسب به مدينه ، در ميان خيابان و كوچه راه مىرود ، مىبيند يك نفر سواره دنبالش و هفت ، هشت ، ده نفر سواره نيز به دنبالش مىآيند . پرسيد اين شخص كيست ؟ گفتند : اين فرزند و نوه همان پيغمبر است ، و پسر همان است كه تو مىگويى ، پسر على بن ابىطالب . آمد شتابان جلو ، شروع كرد به بدگويى و فحاشى ( امام حسن آن چنان مظلوم است و آن چنان شجاع است كه من معتقدم شجاعت اين مرد از شجاعت برادرش امام حسين عليه السلام بالاتر است . نه اين كه من معتقدم ، بلكه طبق روايات درجه‌بندى ، پيغمبر گرامى ، درجه دوم على بن ابىطالب ، سوم امام حسن ، چهارم امام حسين . در فضل و علم و در تقوا و در شجاعت ، در تمام جهات ، اين درجه‌بندى محفوظ است ، يعنى حسن در روز جنگ يك درجه از حسين بالاتر بوده ، و در مقام علم يك درجه از حسين بالاتر بوده و در تمام فضايل اخلاقى يك درجه از ديگرى بالاتر بوده . مقام همين است ، مقام محفوظ است ، زمان و جو بايد اقتضا كند و شجاعت يك انسان كه در مقابل ظلم بنشيند و مجبور باشد گوش بدهد و حرف نزند و حركت نكند و آتش بس موقت بدهد كه شما اسم او را صلح مىگذاريد تا نيروهاى داخلى تكامل پيدا كند ، يك روزى بتواند حركت كنند و قيام كنند و پيروز بشوند ، اين خود شجاعتى است بالاتر از اين كه اسلحه به دست بگيرد ، بزند و بكشد و كشته شود ) . اين امام حسن است كه شجاع است و مظلوم ، آن مرد جلو مىآيد و شروع به فحش دادن مىكند . در جواب اين همه فحش‌ها ، اخلاقى به من و شما مىآموزد ، درسى به من و شما مىدهد كه بهترين درس‌هاست . ( امام حسن ) فرمود : اىعرب ، اى آقا از هر كجا مىآيى معلوم است كه از راه دور آمده‌اى و خسته شده‌اى و حاجت دارى و