جانشين او هستند و در ايجاد وسوسه و نفاق و اختلاف انگيزى او را يارى مىكنند .
دسته ديگر از صفات آدمى ، صفات بهيمى است كه گاه انسان را چنان تنزل مىدهند كه از بهائم پستتر مىنمايند .
در اين باره چه زيبا سروده است :
الى كم كالبهائم انت هايم * و فى وقت الغنائم انت نائم
تا كى هدف اصلى را گم كرده و مانند بهائم به غفلت گرفتارى ؟ بزرگان آمدند ، غنيمتها بردند و به مقامات عاليه رسيدند ، تو چرا در خوابى ؟ !
وقتى شيخ مفيد از دنيا رفت ، نزديكان او روز پس از دفن ، بر سر مزار او آمدند و ديدند امام زمان عليه السلام اين جمله را بر قبر او نوشته است :
لا سوت الناعى بفقرك انه * يوم على آل الرسول عظيم
كاش آن ندا كه خبر از فقدان تو مىداد ، بر نمىخاست كه آن روز بر آل رسول خدا روز بزرگى است .
زنده باشيد ، اسلام زنده است ، و هر دلى كه اسلام در آن رسوخ كند ، زنده مىشود .
هر محيطى كه اسلام در آن راه پيدا كند ، هيچ قدرت ديگرى نفوذ نخواهد كرد .
على عليه السلام در دو جمله كوتاه دو دسته از انسانها را معرفى مىكند : بهائم انسان چهره و انسانهاى ملائك خو . در وصف دسته اول مىفرمايد :
جثث بالليل و بهائم بالنهار ؛
شب هنگام پيكرهايى افتاده ، خوابيده و غفلت زده و روز هنگام درندگانى زشت خو .
و در توصيف گروه دوم مىفرمايد :
رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ أُسُدٌ بِالنَّهَارِ ؛
راهبان و زاهدان شب و شيرمردان و قهرمانان روز .
آنان درندگاناند و غفلتزدگان ، و اينان قهرماناند و شبزندهداران .