تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
جانشين او هستند و در ايجاد وسوسه و نفاق و اختلاف انگيزى او را يارى مىكنند . دسته ديگر از صفات آدمى ، صفات بهيمى است كه گاه انسان را چنان تنزل مىدهند كه از بهائم پست‌تر مىنمايند . در اين باره چه زيبا سروده است :
الى كم كالبهائم انت هايم * و فى وقت الغنائم انت نائم
تا كى هدف اصلى را گم كرده و مانند بهائم به غفلت گرفتارى ؟ بزرگان آمدند ، غنيمت‌ها بردند و به مقامات عاليه رسيدند ، تو چرا در خوابى ؟ ! وقتى شيخ مفيد از دنيا رفت ، نزديكان او روز پس از دفن ، بر سر مزار او آمدند و ديدند امام زمان عليه السلام اين جمله را بر قبر او نوشته است :
لا سوت الناعى بفقرك انه * يوم على آل الرسول عظيم
كاش آن ندا كه خبر از فقدان تو مىداد ، بر نمىخاست كه آن روز بر آل رسول خدا روز بزرگى است . زنده باشيد ، اسلام زنده است ، و هر دلى كه اسلام در آن رسوخ كند ، زنده مىشود . هر محيطى كه اسلام در آن راه پيدا كند ، هيچ قدرت ديگرى نفوذ نخواهد كرد . على عليه السلام در دو جمله كوتاه دو دسته از انسان‌ها را معرفى مىكند : بهائم انسان چهره و انسان‌هاى ملائك خو . در وصف دسته اول مىفرمايد : جثث بالليل و بهائم بالنهار ؛ شب هنگام پيكرهايى افتاده ، خوابيده و غفلت زده و روز هنگام درندگانى زشت خو . و در توصيف گروه دوم مىفرمايد : رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ أُسُدٌ بِالنَّهَارِ ؛ راهبان و زاهدان شب و شيرمردان و قهرمانان روز . آنان درندگان‌اند و غفلت‌زدگان ، و اينان قهرمان‌اند و شب‌زنده‌داران .