تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
از اين موجود با عنوان صدر تعبير مىكنند ؛ موجود عجيبى كه از نظرها غايب است و جز از راه آثار و علايم ، نمىتوان آن را تشخيص داد ؛ موجود گرانقدرى كه علم تاكنون به مبدأ تكون او دست نيافته و دانش متكامل بشرى هنوز مبدأ آن را تشخيص نداده است . مبدأ روح و روان آدمى كجاست ؟ آيا ارواح انسان‌ها از صدها و هزاران سال پيش وجود داشته و در عوالم گوناگون سير مىكرده ، آن گاه خداوند براى هر يك قالبى ساخته و آنها را در اين قوالب جايگزين كرده است يا مطلب از قرارِ ديگرى است ؟ آيا پس از مدتى قالب تن نيز تهى خواهد گرديد و روح سفر طولانى خويش را آغاز خواهد كرد يا خير ؟ اين‌ها مطالبى است كه دانشمندان براى پاسخ به آنها اقوال مختلفى را بيان كرده‌اند . اما به هر ترتيب ، از نظر ما اين مطلب ثابت است كه روح مدت قليلى اين بدن را به عنوان لباس پوشيده و در آن حلول نموده و اسباب حيات و پويايى آن گرديده است ، و چون اين لباس كهنه شد ، آن را به دور انداخته و همچون مارى كه از پوسته خويش بيرون مىآيد ، جسم را به سوى عالم ديگر ترك مىكند . فيخلعه كخلع الجنّة جلدها و قشرها . در عالم ديگر ، روح ملبس به لباسى لطيف و عالى مىگردد كه قابل مقايسه با لباس اين جهانى او نيست و به اصطلاح قالب مثالى ناميده مىشود ؛ قالبى كه از عالىترى ابريشم‌هاى خالص و نازك‌ترين و شفاف‌ترين سندس‌ها و استبرق‌ها لطيف‌تر و شفاف‌تر است . ما معتقديم كه روح در عالم برزخ استقلال دارد . از عوارض موجود ديگر نيست و به خودى خود موجود است . و بذاته قدرت وجود و بقا دارد . اما تلبّس به لباس مثالى برزخى نيز تا پايان عالم برزخ است . پس از آن ، ارواح آدميان - كه اساس حيات مادى و معنوى آنان به شمار مىروند - تجديد لباس كرده و لباس تن و قالب بدن خويش را - كه در دنيا به آن ملبّس بوده‌اند - ديگر بار بر تن مىكنند ؛ با اين تفاوت كه چنين لباسى به