بزرگوار مشغول نماز و مناجات و ذكر و عبادت بود . پيش رفتم و پس از سلام ، عرض كردم : آقا من مسألهاى از شما دارم و آن اين است كه در نماز چه كنم كه حضور قلب داشته باشم ؟ مىگفت : تا اين جمله را گفتم ، نگاهى به من انداخت و شروع به گريه نمود و چند دقيقهاى را با صداى بلند گريه كرد . آن گاه فرمود : آقا من خودم هنوز نتوانستهام اين مسأله را اصلاح كنم ، به شما چه بگويم ؟ البته او توانسته بود . آنچه مىتوانست در نظرش چيزى نبود . پس معلوم مىشود كه اين مسأله چه قدر اهميت دارد . در روايت وارد شده است :
قد لا يكتب من صلوة العبد الا سجدة واحدة ؛
گاه نوشته نمىشود از نماز بندهاى مگر تنها يك سجده .
ملائك مقرب عبادت او را نزد خدا مىبرند و عرضه مىدارند : خداوندا ، امروز نماز ظهر و عصر بندهات يك سجده بيشتر نبود . و گاه از اين اسفناكتر :
وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا يُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَيُضْرَبُ بِهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا ؛
نماز را در كهنهاى مىپيچند و به صورت صاحبش مىزنند و مىگويند : جايگاه اين نماز عرش است ؟ ما اين نماز را در كنار نمازهاى على بن ابى طالب قرار دهيم ؟
در اينجا امام حسن جملهاى دارد كه بسيار پر ارزش است . اين جمله بخشى از دعاى روز عرفه امام حسين عليه السلام است :
إِلَهِى مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَاتَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ وَ مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ دَعَاوِيَ فَكَيْفَ لَاتَكُونُ دَعَاوِيهِ دَعَاوِى ؛
خداوندا ، كار نيك من زشت و بد است چه رسد به كارهاى بدم . گاه نماز انسان اسباب شرمندگى و خجلت نزد خداست .
من از دوستان خواهش مىكنم با نفس خويش مبارزه كند ، با خود مبارزه كنند .
مسلم است كه شيطان با شما مبارزه خواهد كرد و يكى از صحنههاى مبارزه و ميادين جهاد در حال نماز ، قلب نمازگزار است . او بايد فكر خود را متوجه معبود نمايد تا از
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٠