يكى از جايگاههاى من قبرستانهاى قديمى است ؛ به شرطى كه تنها به روى .
قبرستان صحنه بزرگى است از عبرت براى آنان كه چشم عبرت بين داشته باشند . به قبرستان برويد و بايستيد و مطالعه در نفس كنيد . آن چنان كه على عليه السلام مطالعه مىكرد .
دوست حضرت خطاب به ايشان مىگويد : على جان ، اينجا چه جاى ايستادن است ؟
مگر جز خاك و سنگ و قبر و گور چيز ديگرى مىبينى ؟ اينها صدها و هزارها سال است كه مردهاند . اينجا چه جاى تفكر است ؟ حضرت فرمود : اينجا مطالعه دارد ، آن گاه خطاب به اموات كرده و فرمودند :
السلام عليكم يا أهل القبور ، السلام عليكم يا أهل الديار ، أنتم لنا فرط و إنّا إن شاء اللَّه بكم لاحقون ؛
اى پيشگامان ، شما رفتيد ، ما نيز در پى شما خواهيم آمد .
همان گونه كه صد سال پيش اغلب ما در اين جهان نبوديم ، در صد سال آينده هم هيچ يك از ما نخواهد بود .
توجه كنيد اين قافله از كجا آمده و به كجا مىرود . نو ز كجا مىرسد ، كهنه كجا مىرود ؟ قبرستان جايگاه عبرت و ميعادگاه ملاقات خداست . زبان ادعيه نيز بيانگر همين واقعيت است :
يا من فى البر و البحر سبيله ، يا من فى الآفاق آياته ، يا من فى الآيات برهانه ، يا من فى الممات قدرته ؛
. . . اى پروردگارى كه قبور و گورستانها را عبرتگاه خود قرار دادهاى . . .
و اما جايگاه ديگر من نزد دلهاى شكسته است . مؤمن به ظاهر بشّاش است ؛ مىگويد و مىخندد ، اما دل او با خداست و قلب او شكسته . خدايا به من چه دادى ؟ و با من چه خواهى كرد ؟
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠٦