فيه تجلّى و ظهر )
است .
شعر از مرحوم بهايى
إلى كم كالبهائم أنت هائم * وفى وقت الغنائم أنت نائم
ما أحسن لفظه و أمتن معناه !
« 1 »
شعر
بدى در برابر خوبى :
اعلّمه الرماية كلّ يوم * فلمّا اشتدّ ساعده رمانى
و كم علّمته علم القوافى * فلمّا قال قافية هجانى « 2 »
شعر
سرودهء محدّث فيض رحمه الله دربارهء مولانا المهدى ( عج ) :
مردمان چشم گشودند و نديدند بجز غير * ما ببستيم دو چشم و به جمالت نگريديم
لوح دل را كه در آن نقش و نگار ديگران بود * پاك شستيم و در آن صورت خوب تو كشيديم
حديث جامع
امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
أخلِص للَّهِ عِلْمَكَ وَ عَمَلَك ، وحُبَّك و بُغْضَك ، وأَخْذَك و تَرْكَك ، و كلامَك و صَمْتَك
« 3 » .
هامش
( 1 ) . تا به كى همچون چارپايان ، بىخردى و در وقت تقسيم غنايم ، در خوابى و غفلت ؟ !
چه شعر شيوا و چه با محتوا !
( 2 ) . هر روز به دو تيراندازى مىآموزانم ؛ امّا وقتى دستش ستبر و قوى گشت ، تير سوى من مىاندازد ! چقدر دانش قافيه و اوزان شعر به دو آموختم ، امّا وقتى قافيهاى سرود ، مرا هجو كرد !
( 3 ) . اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : علم و عمل ، دوستى و دشمنى ، گرفتن و نگرفتن ، سخن گفتن و نگفتنت را براى خدا خالص گردان ( عيون الحكم و المواعظ ، ص 82 ) .