بيان : نبق : ميوهء درخت سدر .
شعر
از بس كه شكست و باز بستم توبه * فرياد همى كند ز دستم توبه
ديروز به توبهاى شكستم ساغر * امروز ، به ساغرى شكستم توبه
( سلمان ساوجى )
شعر
صد نامه نوشتيم و جوابى ننوشتى * اين هم كه جوابى ننويسند جوابى است
( راغب )
شعر
قلمى لو كان يدرى المى * لبكى من طول شوقى قلمى
شعر
كلك مشكين تو روزى كه ز ما ياد كند * ببَرَد اجر دو صد بنده كه آزاد كند
كاشكى دلبر من ، با دل من داد كند ! * گاه گاهى به نگاهى دل من شاد كند !
( اديب نيشابورى )
شعر
جهانى مختصر خواهم كه در وى * همين جاى من و جاى تو باشد
( اوجى )
شعر
دشمنت را همچو ميخ خيمه مىخواهم مدام * سر به سنگ و تن به خاك و ريسمان در گردنش