و امّا دخالت خود انسان ، به اراده و تهيّهء مقدّماتى است كه در اختيار او است ؛ و در اين بيان ، فرقى ميان كارهاى حلال و حرام نيست ؛ زيرا طبق ادلّهء قطعى ، دخالت اراده و مشيّت خداوند در همهء حوادث عالم تكوين - كه از جمله ، افعال صادره از موجودات ذى اراده است - غير قابل انكار مىباشد .
و از اين نظر ، فرقى ميان كار خير يك انسان مانند قتل كافر ، و كار شرّ او مانند قتل مؤمن نيست ؛ بلكه فرق اين دو در جهاتى ديگر است . و به عبارت ديگر ، رابطه و دخالت اللَّه با فعل و يا ترك فعل اختيارى انسان ، بر سه قسم ، تصوّر مىشود :
1 . نصرت و يارى تكوينى .
2 . رضايت به صدور آن .
3 . فرمان دادن .
قسم اوّل ، دربارهء خيرات و شرور ، هر دو ، محقّق است ؛ و قسم دوم ، تنها در خيرات ، محقّق است ؛ و قسم سوم ، در خيرات به طرز امر ، و در شرور به طرز نهى است .
شاهد مطلب ، دو دليل زير است :
1 . آيهء زير و نظاير آن :
« كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا » ؛ « 1 » ما به هر دو گروه از طالبان معاصى و طالبان آخرت و طاعت ، بر حسب اقتضاى عطيّه و احسان پروردگارت ، امداد و كمك مىكنيم و هيچگاه احسان و امدادش ، ممنوع نخواهد بود .
2 . خداوند در برخى از موارد ، صدور افعال را گاهى به خود انسان و گاهى به ذات اقدس خويش نسبت مىدهد ؛ و لازم صدقِ دو نسبت ، آن [ است ] كه هر دو طرف ، دخالت در تحقّق آنها داشته باشند . به آيههاى زير توجه كنيد :
1 . « وَ ما رَمَيْتَ إذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » ؛ « 2 » اى پيامبر ! آنگاه كه به سوى دشمن تير و يا سنگ
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 20 .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 17 .