بود نموده است ؛ پس خداوند ، ازلى و بدون سابقهء عدم ؛ و جهان ، حادث و با سابقهء عدم است .
شاهد كلام ، آيات و اخبار زياد است دالّ بر آنكه آسمانها و زمين و همهء اشيا را خداوند تعالى بر حسب اراده و مشيّت خويش خلق و ايجاد و ابدا فرموده است ؛
« الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما » ؛ « 1 » او آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است ، بيافريد .
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْديرًا » ؛ « 2 » او همه چيز را بيافريد و سپس اندازه و حدود خاصّى بر آنها معيّن فرمود .
« بَديعُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ » ؛ « 3 » او از نو پديد آورندهء آسمانها و زمين است .
قضا و قَدَر چيست ؟
مسئلهء 36 . مستفاد از ادلّه دربارهء قضا و قدر اين است كه : « قضا » به معناى تحكيم و تثبيت ؛ و « قَدَر » به معناى تقدير و اندازهگيرى است . و مقصود از قضا آنكه : قانون كلّى علّيّت و معلوليّت - چنانچه قبلًا اشاره شد - بر سر تا سر جهان حكمفرما ؛ و نظام جهان هستى ، بر پايهء علّيّت و معلوليّت ، استوار است ؛ و ايجاد كنندهء اين نظام و حاكم مطلق بر حفظ و ادارهء آن ، مشيّت تكوينى الهى بر طبق حكمت بالغه است ؛ پس عنوان قضا و تحكيم ، هم در مرحلهء روابط بين علل و معلولات است و هم در مرحلهء حاكميّت مشيّت حق بر آنها . و حاصل مراد آنكه : در هيچيك از دو مرحله ، تخلّف ، ممكن نيست .
و مقصود از قدر آنكه : هيچيك از اجزاى عالم و مصاديق علل و معلولات و كيفيّت تأثير آنها در يكديگر بىحدّ و به نحو اطلاق نيست ، بلكه به طور نسبى و تحت ضابطهء معيّن قرار گرفته و اداره مىشوند ؛ و عنوان قدر ، مربوط به اين مرحله است ؛ و اين نيز تخلّفپذير نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان ، آيهء 59 .
( 2 ) . سورهء فرقان ، آيهء 2 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 117 ؛ سورهء انعام ، آيهء 101 .