فصل اوّل : [ ادلّهء لزوم امر به معروف و نهى از منكر ]
آيات و روايات زير ، دليل لزوم انجام اين دو تكليف عظيم الهى است :
1 . « وَلْتَكُن مّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلل - كَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » ؛ « 1 »
بايد از شما مسلمين گروهى باشند كه دعوت به سوى خير و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و تنها آن گروه ، رستگارند .
در اين باره ، سه مسئلهء مهم ، مطرح است :
اوّل : هدايت و راهنمايى جاهلان ؛ چه آنكه كافر باشند يا مؤمن ؛ جهلشان در اصول عقايد و باورهاى درونى باشد يا در فروع دين و احكام عملى . اين اصلى اساسى است از اصول و اهداف انبيا ؛ بل اگر چنانچه شرايع الهى بدان فرمان نداده بودند ، عقل سليم و فطرى و طبع مستقيم فكرىِ هر انسانى ، حاكم بود بر اينكه بايد هر بينايى ، نابينايان نوع خود را بينا سازد و در مراحل انديشه و فكر و روش و عمل راهنما و راه گشا گردد .
دوم : پس از آنكه شخصى از حُسن يك عمل و نيز از اينكه خداوند به انجام هر عملِ نيك فرمان داده ، اطّلاع يافت ، ولى عملًا در صدد مخالفت علم خويش برآمد ، بر هر مسلمانى لازم است او را به سوى انجام وظيفه و آن عمل نيك سوق دهد و وادار نمايد .
سوّم : همچنين اگر شخصى از زشتى و قبح يك عملى و نهى پروردگار آگاه شد وسپس
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 104 .