گفت : خداوند در دنيا به شما وعدهء حق داد ومن وعدهء بر خلاف حقيقت . من در آنجا بر شما تسلّط وزور نداشتم جز آنكه شما را ( به سوى عصيان ) خواندم وشما به اختيار پذيرفتيد ؛ پس نه مرا ، بلكه خويشتن را ملامت كنيد . امروز نه من توان فريادرسى از شما دارم ونه شما قدرت نجات من . بهراستى من پيش از اين آنچه را شريك خدا مىشمرديد ، كافر بودم . « 1 » آنگاه كه فرمان سجدهء فرشتگان براي آدم از خدا صادر شد ، إبليس را تعصب وحميت فرا گرفت وشقاوت غالب شد . بهخلقتش از آتش تكبر ورزيد وخلقت آدم را از گل خوار شمرد . سپس خداوند مهلتش داد تا خود استحقاق غضب حق دريابد وامتحانش كامل شود ووعدهء گذشته سر رسد . « 2 » آن دشمن اللَّه ، پيشواى تعصّبجويان وپيشرو متكبّران بود . كسىكه بنياد تعصب باطل بنهاد وبا خداى خود در لباس تجبّر وعظمت به نزاع برخاست . زره تكبّر وعزّتطلبى بر تن كرد ولباس خضوع بيرون نمود . نمىبينيد چگونه خداوند در ازاى خودبينى كوچكش شمرد وبهواسطهء بلندپروازى وى را فرو نهاد . در دنيا مطرودش ساخت وآتش سعير براي آخرتش مهيا نمود .
از ملاحظهء روش خداوندى با وى عبرت گيريد ، آنگاه كه عمل طولانى ومشقت بسيار أو را بهخاطر تكبر يك ساعت احباط نمود - در حالىكه وى خدا را بهمدّت شش هزار سال عبادت كرده بود كه روشن نيست آيا از سالهاى دنيا بود يا آخرت - پس چه كسى پس از إبليس از نظير گناه أو سالم مىنمايد . پس چنين نيست كه خداوند بشرى را داخل بهشت نمايد توأم با آن معصيتي كه فرشتهاى را بدان جهت بيرون كرده همانا حكم خداوند دربارهء أهل آسمان وزمين يكسان است ، وميان خداوند واحدى از مخلوقش دوستى آنچنانى نيست كه قُرق گناهى كه بر جهانيان حرام كرده ، بهخاطر أو بشكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء إبراهيم ، آيهء 22 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 21 ، خطبهء 1 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، ج 2 ، ص 138 - 139 ، خطبهء 192 .