يعنى : اى مؤمن ، پرستش نما خدا را با خلوص نيت ، كه خدا تو را مىبيند و احوال تو را مىداند ؛ و اى فاسق ، توبه كن كه تو را نيز خدا مىبيند ؛ و اى رياكار ، عمل را خالص كن كه تو را هم مىبيند ، و اى كسى كه در خلوت قصد گناه مىكنى ، متنبّه شو كه خدا تو را نيز مىبيند .
در خبر است شخصى بعد از گناه توبه نمود ؛ امّا پيوسته گريه مىكرد ! به او گفتند : چرا اين قدر گريه مىكنى ؟ ! خدا عفوّ و غفور است ! گفت : هر چند عفو فرمايد ، خجلت و شرمسارى اين را كه هنگام گناه مرا ديده است چگونه از خود دفع كنم ؟ ! « 1 »
[ تهديد تكذيبگران ]
( آيهء 15 - 18 ) ( كَلَّا لَلِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعَام بِالنَّاصِيَةِ * نَاصِيَةٍ كذِبَةٍ خَاطِئَةٍ * فَلْيَدْعُ نَادِيَهُو * سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ )
لغت ناصية موى جلو سر .
و نَسفَعَن فعل مضارع با نون تأكيد خفيفه به معنى مىگيريم .
زبانيه جمع زِبنيه در اين جا به معنى آتشبانان و مأموران آتش جهنّم است .
تفسير :
چنين نيست كه مىپندارد عذابش نمىكنيم مسلَّماً اگر از عنادش باز نايستد و دست بر ندارد موهاى پيشانيش را مىگيريم و به سوى عذاب مىكشيم !
پيشانى دروغگويى خطاكار را !
گفته شده : اين آيات دربارهء ابو جهل است ؛ يعنى ابو جهل را به خوارى و ذلّت تمام به جهنّم مىكشيم .
پس اگر مىخواهد يارى طلبد پس همنشينهاى خود را براى ياريش فرا خواند .
ما هم مأموران جهنّم و آتش جهنّم را براى بردن او به جهنّم مىخوانيم .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 300 .