تفسير :
بخوان و ترديدى به خود راه مده در حالى كه پروردگار تو كريمتر از همهء كريمان است و مىتواند تو را از راه غير عادى خوانا كند .
پروردگارى كه بشر را به وسيلهء قلم علم و دانش آموخت .
ابن عباس گويد : از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيدم : جايز است كه آنچه از شما مىشنوم بنويسم ؟ فرمود :
نعم فإنّ اللَّه
عَلَّمَ بِالْقَلَمِ « 1 » .
عَلَّمَ الْإِنسنَ مَا لَمْ يَعْلَمْ : به انسان آنچه را كه نمىدانست آموخت .
خداوند كلام مجيد را با ذكر نعمت ايجاد افتتاح فرموده و سپس دنبال آن نعمت علم را ذكر كرده است . اگر بعد از نعمت ايجاد ، نعمتى شريفتر و عظيمتر و اعلاتر از علم مىبود ، به ذكر سزاواتر بود .
بعضى در بيان وجه تناسب بين اوّل اين سوره كه مشتمل است بر خلق انسان از علقه و اين آيه را اين طور گفتهاند كه خداى متعال خواسته اولِ حال انسان - يعنى علقه بودن - را كه مرتبهء خساست و پستى اوست ، و آخر حال او را كه عالم بودن اوست ياد كند .
[ بىنيازى و طغيان ]
( آيهء 6 و 7 ) ( كَلَّآ إِنَّ الْإِنسنَ لَيَطْغَى * أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنَى )
تفسير :
چنين نيست كه انسان اين نعمت را شكر كند ؛ بلكه به يقين انسان طغيان و گردنكشى مىكند . از اين جهت كه خود را بىنياز مىبيند .
و حال آن كه اگر فكر كند ، با كمال استغناء باز به تمام جهات محتاج است ؛ زيرا از خود چيزى ندارد و در حديث است :
اللَّهُمَّ إنّى أعُوذُ بِكَ مِنْ فَقْرٍ يُنسينى وَمِنْ غِنْىً يُطْغينى
: خدايا پناه مىبرم به تو از فقرى كه مرا به فراموشى اندازد و از بىنيازى كه مرا به طغيان اندازد . « 2 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 297 با كمى تصرّف در عبارات .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ذيل آيهء شريفه . بحار الأنوار ، ج 94 ، ص 220 .