تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
تفسير : از كلام جن‌هاى مؤمن به ديگر جن‌ها اين است كه گفتند : ديديم چون بندهء خدا - يعنى پيامبر - برخاست كه خدا را بخواند ( نماز صبح بخواند ) چيزى نمانده بود كه مؤمنان و مشركان براى شنيدن آيات عجيب قرآنى بر سر او روى هم بريزند . زيرا هرگز مثل اين حال نديده و مانند اين كلام نشنيده بودند . ابن عباس گويد : اين كلام از قول جنّيان است كه بعد از استماع قرآن ، به قوم خود خبر دادند از ازدحام اصحاب بر آن حضرت در نماز . نزد بعضى از مفسّران مراد آن است كه چون پيغمبر به دعوت برخاست ، جن و انس مجتمع شدند بر ابطال امر او ؛ ولى خداى متعال شرّ ايشان را منع نموده و حجّت او را بر همه ظاهر ساخت و او را غالب گردانيد . ( آيهء 20 ) ( قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُواْ رَبّى وَ لَآأُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا ) تفسير : اى پيامبر ، به مشركان بگو : جز اين نيست كه من پروردگار خود را مىخوانم و هرگز كسى را در ربوبيت و پرستش شريك پروردگار خود نمىسازم . و اين امر عجيب و منكرى نيست تا موجب شود شما بر عذاب و اذيت من با هم متفق‌شويد ؛ بلكه تعجب از كسى است كه داعى غير خدا باشد و براى ذات يگانهء او شركايى بپندارد . ( آيهء 21 ) ( قُلْ إِنّى لَآأَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَارَشَدًا ) تفسير : بگو : من هرگز مالك رساندن ضرر و يا هدايت و خير و صلاحى براى شما نيستم . يعنى قدرت ندارم بر آن كه نفع و ضرر به شما رسانم ؛ زيرا ضارّ و نافع حقيقى