تفسير :
از كلام جنهاى مؤمن به ديگر جنها اين است كه گفتند : ديديم چون بندهء خدا - يعنى پيامبر - برخاست كه خدا را بخواند ( نماز صبح بخواند ) چيزى نمانده بود كه مؤمنان و مشركان براى شنيدن آيات عجيب قرآنى بر سر او روى هم بريزند . زيرا هرگز مثل اين حال نديده و مانند اين كلام نشنيده بودند .
ابن عباس گويد : اين كلام از قول جنّيان است كه بعد از استماع قرآن ، به قوم خود خبر دادند از ازدحام اصحاب بر آن حضرت در نماز .
نزد بعضى از مفسّران مراد آن است كه چون پيغمبر به دعوت برخاست ، جن و انس مجتمع شدند بر ابطال امر او ؛ ولى خداى متعال شرّ ايشان را منع نموده و حجّت او را بر همه ظاهر ساخت و او را غالب گردانيد .
( آيهء 20 ) ( قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُواْ رَبّى وَ لَآأُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا )
تفسير :
اى پيامبر ، به مشركان بگو : جز اين نيست كه من پروردگار خود را مىخوانم و هرگز كسى را در ربوبيت و پرستش شريك پروردگار خود نمىسازم .
و اين امر عجيب و منكرى نيست تا موجب شود شما بر عذاب و اذيت من با هم متفقشويد ؛ بلكه تعجب از كسى است كه داعى غير خدا باشد و براى ذات يگانهء او شركايى بپندارد .
( آيهء 21 ) ( قُلْ إِنّى لَآأَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَارَشَدًا )
تفسير :
بگو : من هرگز مالك رساندن ضرر و يا هدايت و خير و صلاحى براى شما نيستم .
يعنى قدرت ندارم بر آن كه نفع و ضرر به شما رسانم ؛ زيرا ضارّ و نافع حقيقى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٩