پايان رسيد .
نقل شده كه حَجّاج بن يوسف هنگامى كه ارادهء قتل سعيد بن جبير را نمود ، گفت : در حق من چه مىگويى ؟ سعيد گفت : قاسطٌ عادل . اركان دولتش گفتند : چه نيكو كلامى گفت .
حَجّاج گفت : شما توجّه نداريد ، او مرا ظالم و مشرك مىخواند ، و گمان شما آن است كه مرا به قسط و عدل به معنى معروف آن تمجيد مىكند . بعد اين دو آيه را تلاوت نمود : وَ أَمَّا الْقسِطُونَ فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ؛
[ آثار استقامت و ذكر ]
وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبّهِمْ يَعْدِلُونَ كه در اين دو آيه مقصود از قاسط ، كسى است كه از جادهء حق منحرف ، و مقصود از عادل كافر است .
( آيهء 16 و 17 ) ( وَ أَلَّوِ اسْتَقمُواْ عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنهُم مَّآءً غَدَقًا * لّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا )
تفسير :
در آيهء يكم خداى متعال فرمود : قُلْ أُوحِىَ . . . : بگو به من وحى شده . . . اين آيه عطف به آن آيه است ، يعنى بگو نيز به من وحى شده كه بىترديد اگر انس و جن بر راه راست اعتقاد و عمل كه همان اسلام است ، ثابت باشند و استقامت ورزند حتماً آنها را از آب فراوان سيراب مىسازيم .
كنايه است از توسعه و فراخى رزق و كثرت مال كه لازمهء باران است . يعنى اگر اسلام آورند و استقامت نمايند ، روزى را بر ايشان فراخ گردانيم و ( نعمت فراوان مىدهيم ) تا آنها را در اين باره آزمايش كنيم كه آيا وظيفهء شكر را كه همان عمل به تكاليف است به جا مىآورند يا نه ؟
وَ مَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا : و كسى كه از ياد پروردگار خود روى گرداند او را در عذاب سختى كه بر او چيره شود درمىآورد .
حضرت باقر عليه السلام در تفسير وَ أَلَّوِ اسْتَقمُواْ . . . فرمود : اگر مستقيم شوند بر ولايت امير