و هرگاه ملائكه با وجود علوّ رفعت و تقرب به خدا ، بدون اذن خداوند رتبهء شفاعت نداشته باشند ، پس چگونه بتها كه در نهايت پستى و حقارتاند استحقاق شفاعت داشته باشند ؟ !
[ پيروى كافران از گمان ]
( آيهء 27 و 28 ) ( إِنَّ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَللِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى * وَ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لَايُغْنِى مِنَ الْحَقّ شَيًا )
تفسير :
همانا كسانى كه به آخرت ايمان ندارند فرشتگان را به اسم زن نامگذارى مىكنند و مىگويند فرشتگان دختران خدايند !
با آن كه آنها را بر اين ادّعا ، علمى نيست . آنها جز از ظن و گمان پيروى نمىكنند و گمان به هيچ وجه از حق بىنياز نمىكند .
زيرا حق كه عبارت از حقيقت شىء است ، درك نمىشود مگر به علم و يقين ، و ظن و توهّم ( خصوصاً ) در معارف دين اعتبار ندارد .
[ دورى از غافلان و دنياپرستان ]
( آيهء 29 ) ( فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا )
تفسير :
پس از كسى كه از ياد و قرآن ما روى برتافته و جز زندگى اين دنيا را نمىخواهد اعراض كن و با آنها مجادله مكن و يا از دعوت كردن آنها به اسلام نيز صرفنظر كن زيرا هر كه از حق ، من جميع الوجوه غافل باشد از ذكر خدا و كتاب خدا به كلّى اعراض نموده و در محبت دنيا و جمع زخارف آن به درجهاى باشد كه همهء همّت او مصروف آن است ، دعوت تو براى او فايدهاى ندارد و هيچ گاه حاضر به پذيرش آن نمىشود . بلكه عناد او