تفسير :
اين بتها كه شما آنها را الههاى خود مىدانيد و عنوانهاى معبود و مقرّب و شفيع به آنها مىدهيد اين عنوانها جز نامهاى بىمحتوا نيستند كه شما و پدرانتان بر آنها نهادهايد ! هرگز خداوند بر حقانيّت آنها حجّت و برهانى نازل نكرده است .
آرى بتپرستها جز از ظن و گمان و هواهاى نفسانى پيروى نمىكنند با آن كه براى آنان علاوه بر عقلشان از جانب پروردگارشان وسيلهء هدايت كه همان پيامبر و كتاب آسمانى او قرآن مىباشد آمده است و براى آنها بيان كرده است كه بتها قابل إله و معبود بودن نيستند و استحقاق شفاعت كردن و مقرّب الى اللَّه بودن را نيز ندارند و عبادت و پرستش مختص به پروردگار جهان است و شفاعت شفاعتكنندگان نيز به اذن و اجازهء پروردگار است .
[ محدوديت شفاعت فرشتگان ]
( آيهء 24 - 26 ) ( أَمْ لِلْإِنسنِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَ الْأُولَى * وَ كَم مّن مَّلَكٍ فِى السَّموَ تِ لَاتُغْنِى شَفعَتُهُمْ شَيًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَ يَرْضَى )
تفسير :
مگر براى انسان آنچه آرزو مىكند فراهم است كه بخواهند و آرزو كنند كه بتها خدا باشند و حاجت دهند و شفاعت كنند ؟ !
چنين نيست ؛ زيرا آخرت و دنيا از آنِ خداست و شريكى در آنها ندارد تا بتواند به غير خواست او عمل كند .
و چه بسيار فرشته كه در آسمانها هست كه شفاعت و وساطت آنها در امور تكوينى اين جهان و براى گنهكاران در آن جهان هيچ سودى نمىبخشد مگر پس از آن كه خداوند اذن بدهد و راضى باشد كه كسى را كه او مىخواهد ، شفاعت كند و يا شفاعت شود . يعنى براى شفيع شدن يا مورد شفاعت گشتن ، او را سزاوار بيند .