[ ثمرات تقوا و توكل ]
تفسير :
و چون زنها طلاق داده شده به پايان مدّت عدّه نزديك شدند پس آنها را با رجوع به زوجيت به نيكى و با عمل به وظايف همسرى نگهداريد و يا از آنها با تمام شدن ايام عدّه به خوشى و با اداى مهريه و حقوق واجب جدا شويد . و هنگام اجراى صيغهء طلاق ، دو مرد عادل را از خودتان ( يعنى از مؤمنان ) بر طلاق گواه بگيريد .
و شما - اى شاهدها - گواهى را براى خدا اقامه كنيد ( و در مورد لزوم ، گواهى دهيد و تخلّف نكنيد و آن را تغيير ندهيد ) و فايدهء اين شاهد بودن و در مورد لزوم گواهى دادن اين است كه مرد انكارطلاق نكند و بعد از تمام شدن ايام عدّه نگويد : او همسر من است و او را طلاق ندادهام ! ( جزئيات اين مسائل در كتابهاى فقهى بيان شده است ) .
ذلِكُمْ يُوعَظُ . . . : به اين دستورات كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد اندرز داده مىشود و كسى كه از خدا پروا كند خداوند براى او راه خروجى از مشكلات قرار مىدهد .
( آيهء 3 ) ( وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلّ شَىْءٍ قَدْرًا )
اعراب و لغت :
يرزقه عطف به يجعل در آيهء قبل است . حسْب به معنى كافى و كفايتكننده ، و قدر به معنى اندازه است .
تفسير :
و او - يعنى متّقى - را از راهى كه گمان نمىبرد و به خاطرش نمىگذرد روزى مىدهد و كسى كه بر خدا توكل نمايد و كار خود را به او واگذارد ، او برايش كافى است .
مسلَّماً خداوند ، تحقّقبخشندهء فرمان و ارادهء خويش است . همانا خداوند براى هر چيزى از اجزاى عالم هستى از نظر ماهيّت و كمّ و كيف و آثار وجودى و مدّت بقا ،