لغت :
استغناء يعنى بىنيازى جستن و در اين جا به معنى اظهار بىنيازى كردن . بشر لفظاً مفرد است امّا مقصود از آن جمع است و از اين رو پس از آن فعل جمع آمده است .
تفسير :
آن عذابها بدان سبب است كه همواره پيامبرانشان براى آنها دلايل روشن توحيد و نبوّت خود را مىآوردند ، پس آنها به جاى اين كه ايمان بياورند گفتند : آيا بشرهايى از جنس خودمان ما را هدايت مىكنند ؟ ! پس ( به خاطر اين تعجب و استبعاد و انكار بىجا ) كافر شدند و از پيامبران و تدبّر در ادلّه و معجزات آنها روى گرداندند و خداوند ، پس از اتمام حجّت بر آنها با هلاك كردنشان ، از ايمان آوردن و اطاعت كردن آنها اظهار بىنيازى نمود و خداوند ذاتاً بىنياز از همه چيز - از جمله از عبادت بندگانش - و ستودهصفات و ستايشگر و مورد ستايش است .
( آيهء 7 ) ( زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَن لَّن يُبْعَثُواْ قُلْ بَلَى وَ رَبّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ )
لغت و اعراب :
أن قبل از لن مخففه از مثقّله است و گفته شده تقدير آيه اين است : « أنّهم لن يبعثوا » .
تفسير :
كسانى كه كفر ورزيدند - از جمله بتپرستان مكّه - پنداشتهاند كه هرگز پس از مرگ براى رسيدن به جزاى اعمالشان زنده و مبعوث نخواهند شد ، بگو : چرا ، سوگند به پروردگارم كه زنده و برانگيخته مىشويد ، سپس به وسيلهء جزاى آنچه انجام دادهايد به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠٦