[ صاحبان فىء ]
تفسير :
آنچه خداوند به عنوان « فىء » از اموال اهل شهرها و روستاها بر پيامبر خود باز گردانيد پس از آنِ خدا و پيامبر و خويشان پيامبر و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان ( كه براى رسيدن به وطن خود نياز به كمك دارند ) است و بايد در اين موارد هزينه شود ( آنچه سهم خدا و رسول است در راه هدف دينى و دنيوى لازم براى اسلام و مسلمين كه نياز به مال دارد و يا نيازهاى شخصى پيامبر هزينه مىشود ) . اين كه حكم كرديم كه اين اموال به اين گونه مصرف شود براى اين است كه ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد و مستمندان از آن كم بهره يا محروم نشوند و كارهايى كه براى تقويت اسلام و مسلمين لازم است و نياز به مال دارد انجام شود .
بيان : اموالى كه ائمه و ولات ، در آن تصرّف دارند سه نوع است : 1 - آن كه از مسلمانان بگيرند بر سبيل زكات ، و حكم آن در آيهء صدقات بيان شده است . 2 - غنايم كه از كفّار به شمشير بر سبيل قهر و غلبه گرفته باشند . 3 - فىء ، و آن مالى است كه از كفّار به مسلمان منتقل شود بدون قتال و خيل و ركاب ؛ و احكام هر يك در كتب فقهيه مفصّلًا بيان شده است .
وَ مَآ ءَاتَلكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَلكُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و آنچه را پيامبر ما به شما داد از معارف و احكام و اموال بگيريد و از آنچه شما را منع و نهى كرد باز ايستيد و اجتناب كنيد و از خدا پروا نماييد كه خداوند سختكيفر است .
تبصره : محققان از علما فرمودهاند كه حكم اين آيه عام است ، يعنى هر چه پيغمبر صلى الله عليه و آله امر فرمايد ، آن را غنيمت دانيد و به رغبت تمام اخذ و عمل نماييد ؛ و هر چه نهى كند از آن بازايستيد و ترك كنيد ؛ زيرا امر و نهى او ، امر و نهى خداست ، پس هر كه امر و نهى او را اطاعت كند نجات يابد ، و هر كه با امر و نهى او مخالفت نمايد هلاك مىشود . بنابراين آيه دليل است بر آن كه اوامر و نواهى پيامبر مانند اوامر و نواهى قرآن مجيد حجّت و عمل به آنها واجب است ، پس به كسانى كه در عصر ما در بارهء برخى از احكام و محرّمات كه با روايات ثابت شده و عين آن در قرآن نيست ( براى بهانهجويى ) مىگويند اين حكم كجاى