باطن و كلّى و جزئى ، عالم است ، و علم الهى قبل از خلقت و بعد از خلقت ، مساوى است و تغيير و تبديلى نخواهد داشت ، بنابراين آزمايش خداى تعالى بندگان را با تكاليف و اوامر و نواهى ، به جهت جدا شدن مؤمن از كافر و مطيع از عاصى و ترتب ثواب و عقاب است .
و حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمايد :
فى تَقَلُّبِ الْأحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجالِ : « 1 »
در زير و رو شدن حالها ( به سبب پيش آمدهاى دنيا ) جوهرهء اشخاص دانسته شود .
( آيهء 32 ) ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ صَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَآقُّواْ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَن يَضُرُّواْ اللَّهَ شَيًا وَ سَيُحْبِطُ أَعْملَهُمْ )
لغت :
شاقّوا فعل ماضى از باب مفاعله ، و مشاقّه يعنى دشمنى كردن .
تفسير :
بى ترديد كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا اعراض نموده و مردم را از آن جلوگيرى كردند و پس از آن كه راه هدايت براى آنها با آيات و معجزات روشن شد با فرستادهء ما مخالفت و دشمنى نمودند هرگز كمترين ضرر و آسيبى به خدا نمىرسانند و خداوند به زودى عملهاشان را حبط و باطل مىكند ( فعاليتهاى ضدّ دينىشان را در دنيا و عملهاى خيرشان را در آخرت تباه و بىاثر مىسازد ) .
يعنى ايشان را به جهت نداشتن ايمان ، بر خيرات و مبرات در آخرت ثواب ندهديا كيدها و توطئههاى ايشان را در مخالفت با پيغمبر دفع سازد و ايشان را به مقاصد و اغراض خود نرساند ( بلكه ثمرهء جهل و مكرى كه در اين باب كنند به خود آنها برمىگرداند ) .
هامش
( 1 ) . به نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 1173 رجوع شود ، « عُلِمَ جواهِرُ الرجال » هم خوانده مىشود .