اعراب :
« ما » در « ما أغنى » نافيه و « ما كانوا . . . » فاعل « أغنى » است و برخى گفتهاند « ما » استفهاميه است .
[ عذاب و اتمام حجّت الهى ]
تفسير :
به آنها خبر ده كه اگر سالهاى بسيار آنان را برخوردار كنيم و بهره دهيم ، سپس عذابى كه وعده داده مىشدند بيايد ، اين برخوردارى ، عذاب ما را از ايشان دفع نكند ؛ يعنى تمتع دنيا و نعيم آن و طولانى بودن عمر ، دافع عذاب و مانع عقاب ايشان نخواهد بود ؛ بلكه موجب ازدياد گناه ايشان و عذاب ايشان مىشود ، پس چرا بر آن اعتماد نموده و به آن شادماناند و از عاقبت حال خود انديشه نمىكنند ؟ !
در تفسير كشاف نقل نموده كه ميمون بن مهران ، آرزوى ملاقات حسن بصرى را داشت .
روزى او را در طواف خانهء كعبه ديد ، گفت : مرا موعظه نما . اين آيه را خواند : مَآ أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ . . . . « 1 »
( آيهء 208 ) ( وَ مَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ )
تفسير :
و از اهل هيچ شهرى هلاك نساختيم ، مگر آن كه براى اهالى آن شهر از جانب ما انذاركنندگانى بودند كه آنان را انذار مىكردند .
( آيهء 209 ) ( ذِكْرَى وَ مَا كُنَّا ظلِمِينَ )
اعراب :
گفته شده « ذكرى » مفعول له « منذرون » در آيهء قبل است .
تفسير :
تا تذكّر حاصل و حجّت بر آنها تمام شود و ايشان را بر خداى تعالى هيچ حجتى نباشد .
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف زمخشرى ، ج 3 ، ص 338 چاپ بيروت دار الكتب العربى .