از قصههاى انبياى مذكوره ، به چند جهت است . يكى آن كه چون قلوب از تدبّر در حق غافل شوند ، پس وعظ و تذكّر مكرر واقع شده تا شايد غافلى هشيار گردد .
تفسير :
و به درستى كه آنچه از اين قصهها و آيات بر تو نازل شد ، نازل شدهء از سوى پروردگار عالميان است .
[ وجهى از اعجاز قرآن ]
( آيهء 193 و 194 ) ( نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ )
تفسير :
يعنى : جبرئيل قرآن را به قلب تو تلقين نمود بر آن وجه كه به آن مأمور بود بدون تبديل و تغيير ، و تو آن را از او فراگرفتى و در دل نگاه داشتى ، تا از ترسانندگان مردم باشى از آنچه منجر به عذاب شود .
در انوار التنزيل آمده است : ذكر اين كلام براى تقرير و تثبيت بر حقبودن قصص مذكوره است ، و تنبيه است بر اعجاز قرآن و نبوّت حضرت محمد صلى الله عليه و آله ؛ زيرا خبر دادن به اين قصص از كسى كه هيچ درسى نخوانده ، جز به وحى از طرف خداوند نمىباشد . « 1 »
( آيهء 195 ) ( بِلِسَانٍ عَرَبِىّ مُّبِينٍ )
تفسير :
نازل شد قرآن بر قلب تو به زبان عربى آشكارا و واضح المعنى ، تا امّت نگويند كه ما كلام تو را نفهميديم ! و لذا هر پيغمبرى به زبان قوم خود تبليغ رسالت فرمود .
( آيهء 196 ) ( وَ إِنَّهُو لَفِى زُبُرِ الْأَوَّلِينَ )
هامش
( 1 ) . تفسير منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 479 به نقل از انوار التنزيل .