حقّاً كه در هلاك قوم عاد نشانهاى است كه دلالت كند بر آن كه عاقبت مكذّبين ، به عذاب دنيوى و عقاب ابدى منجر شود و سرانجام مخالف حق ، به هلاكت افتد .
و بيشتر قوم عاد ايمان آورندهء به حق نبودند ؛ زيرا كمى از آن قبيله به حضرت هود عليه السلام ايمان آورده و باقى به كفر و بتپرستى باقى ماندند .
( آيهء 140 ) ( وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
تفسير :
و همانا كه پروردگار تو غالب است كه از عذاب كفّار باك ندارد و هيچ كس او را در انتقام از ايشان عاجز نسازد ، و مهربان است كه مؤمنان را از مهلكهء عقوبت و عذاب رهايى و نجات مرحمت فرمايد .
علامهء مجلسى رحمه الله از حضرت هادى عليه السلام روايت نموده كه خداوند قوم هود را به باد صرصر هلاك فرمود ، شهرهاى آنها آبادان و با خير فراوان بود ، پس خدا باران را هفت سال از آنها بازداشت تا خشكسالى پديد آمد و خير بركت از بلاد آنها بر طرف شد ، هود عليه السلام به ايشان فرمود : طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود و توبه نماييد تا باران را نازل فرمايد و شما را قوتى مرحمت فرمايد . قوم او بر طغيان و مخالفت افزودند ، خداوند به هود وحى فرمود كه : عذاب در فلان وقت نازل شود و آن ، بادى خواهد بود كه در آن عذابى دردناك باشد . وقت موعود ديدند ابرى رو به ايشان آيد ، شادمان شده گفتند : باران مىآيد .
هود فرمود : بلكه عذاب است ! و همه را هلاك نمود .
قصهء پنجم : حضرت صالح عليه السلام
[ داستان حضرت صالح ( ع ) و وقوم ثمود ]
( آيهء 141 ) ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ )
تفسير :
قبيلهء ثمود پيغمبران ؛ يعنى صالح و انبيايى كه پيش از او بودند را تكذيب نمودند و به دروغ پنداشتند .