كسى كه خداوند [ به خاطر عناد و مخالفت و گناهان او ] براى او از نفس خودش واعظى قرار نداد پس به تحقيق مواعظ مردم هرگز در او اثر نكند . « 1 »
( آيهء 137 و 138 ) ( إِنْ هذَآ إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ * وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ )
لغت :
خُلُق به معنى عادت و طبيعت است .
تفسير :
بعد از آن براى توجيه عقيدهء باطل خود گفتند :
اين كارها كه ما برآنيم از بتپرستى و تجبر و عمارت بناهاى بلند و قصرهاى مرتفع نيست :
1 . مگر عادت پيشينيان ما كه معتقد به آن بودند و ما به آنها اقتدا كنيم .
2 . نيست آنچه تو براى ما آوردهاى از توحيد و اين كه اعمال ما حساب و كتاب دارد و لزوم ترك امور مذكوره ، مگر عادت كسانى كه پيش از اين دعوى پيغمبرى نمودند و مانند آنچه تو مىگويى مىگفتند .
3 . نيست آنچه ما بر آنيم از زنده بودن و مرگ ، مگر عادت هميشگى و هرگز بعث و نشور و معاد نخواهد بود .
وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ : و نباشيم ما عذابشوندگان .
( آيهء 139 ) ( فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنهُمْ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً وَ مَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ )
تفسير :
پس رسالت هود را تكذيب كردند و وعيد او را به عذاب دروغ پنداشتند ، پس ايشان را به سبب اين تكذيب به باد صرصر هلاكت كرديم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 78 ، ص 173 .