اعراب و لغت :
فارهين منصوب و حال است از واو ( يعنى فاعل ) تنحتون . و نحط به معنى تراشيدن و فاره به معنى ماهر و « با نشاط » است .
تفسير :
و ماهرانه براى مساكن خود از كوهها خانهها مىتراشيد .
يا در حالتى كه بشّاش و شادمانيد در آن .
و چون حق تعالى اين نعمتهاى وافره و قوّت اين صناعت به شما ارزانى فرموده ، پس بترسيد خدا را به ترك شرك و آرزوهاى دور و دراز ، كه خير دنيا و آخرت شما در آن است و مرا در اوامر و نواهى و جميع احكام الهى فرمان بريد .
( آيهء 151 و 152 ) ( وَلَا تُطِيعُواْ أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ وَ لَايُصْلِحُونَ )
تفسير :
و اطاعت مكنيد فرمان كافرانى كه مسرفاند . مراد رؤساى ايشان است كه گروهى بودند كه قصد هلاك صالح را داشتند و مردم را از پيروى آن حضرت منع مىكردند ، پس در وصف ايشان فرمايد :
آنان كه فساد مىكنند در زمين به گمراه كردن مردم از راه حق و رواج فسق و فجور و اشاعه قبايح و شنايع ، و كار خود را به ايمان و طاعت و توبهء از كفر و معصيت اصلاح نمىكنند .
( آيهء 153 ) ( قَالُواْ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ )
لغت :
مسحَّر اسم مفعول از باب تفعيل به معنى كسى كه مكرر مورد جادو قرار گرفته باشد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٨