پس هرگاه شخص عاقل منصف ، چشم عقل بگشايد و ديدهء بصيرت باز كند و در آفاق و انفس مخلوقات الهى سير نمايد ، البته تصديق كند كه آنچه در عالم مشاهده كند تمام به احسن وجه و اتمّ وضع مقرّر گرديده است .
جهان چون خدّ و خال و چشم و ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست
و آفرينش انسان را از گِل آغاز نمود .
سپس ذريه و فرزندان او را از آب پستِ بيرون آوردهء از صُلب ( يعنى نطفهاى كه در نهايت حقارت و پستى است ) آفريد .
سپس اعضاى او را در رحم مادر كامل كرد و از روح خويش در وى دميد .
نكته : اضافهء روح به ذات احديت ، اضافهء تشريفى است به جهت تكريم و تشريف آدم عليه السلام ، و اظهار اين كه او مخلوقى شريف و عجيب است و او را شأن و مرتبهاى است كه انتساب آن به حضرت حق مناسبت دارد .
و يا به جهت اشعار به آن كه عجايب در ذات او بر وجهى است كه هيچ كس به كنه آن راه نمىبرد .
و لذا حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
« مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ »
. « 1 » وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ : و قرار داد - يعنى آفريد - براى شما گوش را به حكمت بالغه براى شنيدن مسموعات حسّى به آن .
وَالْأَبْصرَ : و قرار داد - يعنى آفريد به قدرت كاملهء خود - براى شما چشمها را براى ديدن محسوسات به آن .
وَ الْأَفِدَةَ : و قرار داد - يعنى آفريد - براى شما دلها را براى درك معقولات .
تبصره : قلب بر دو معنى اطلاق شود : يكى عبارت از گوشت صنوبرى الشكل كه در طرف چپ سينه است ، اين قلب در حيوانات نيز موجود است . معنى دوم قلب عبارت است از لطيفهء ربانيه كه آن را روح انسانى گويند ، و اوست مُدرك و عالم و عارف ، و اوست مخاطَب و مطالَب و معاتَب ، و با قلب جسمانى ارتباط و تعلق و علاقه دارد كه عقول اكثر خلايق از ادراك اين روح و علاقهء آن متحير است .
هامش
( 1 ) . معجم الفاظ غرر الحكم و درر الكلم ، ص 707 ، چاپ قم .