وجهى و توجيهى ندارد .
[ آفرينش و تدبير جهان و ولايت الهى ]
( آيهء 3 ) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَلهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّآ أَتَلهُم مّن نَّذِيرٍ مّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
تفسير :
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ . . . : آيا مشركان و منكران مىگويند : حضرت محمد اين قرآن را از پيش خود بافته است ؟ يعنى آن را افترا دانستهاند ؟ و حال آن كه نه چنان است كه مىگويند ؛ بلكه آن سخن ، راست و درست از جانب پروردگار تو است تا گروهى را كه پيش از تو براى آنها بيمدهندهاى ( از زمان ابراهيم يا از زمان عيسى ) نيامده بيم دهى و انذار نمايى ، شايد هدايت پذيرند و عناد و لجاج را كنار گذراند .
تبصره : در اين سه آيه نظم منطقى ديده مىشود ؛ زيرا خداى تعالى اوّل با « الم » اشاره به اعجاز قرآن نموده ؛ بعد از آن فرموده تنزيل آن از جانب پروردگار عالميان است ، سپس آن را با نفى ريب از آن ، تقرير و تثبيت كرده ، و بعد از نقل انكار منكران فرموده كه آنچه منكران مىگويند خلاف حق است ، و حق اين است كه قرآن از جانب خداى تعالى است و سپس مقصود از تنزيل قرآن را كه انذار است بيان كرده است .
( آيهء 4 ) اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مّن دُونِهِى مِن وَلِىٍّ وَ لَاشَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ
تفسير :
خداوند كه مستجمع تمام صفات كماليه و منزّه از كليهء نقايص ، و سزاوار پرستش و ستايش است ، آن ذاتى است كه به قدرت كامله و حكمت شاملهء خود آسمانها و زمين و