گوسالهپرست شدند ؛ يعنى اى پيغمبر ، از ايمان نياوردن قوم خود اندوهناك مباش كه تابع گذشتگان خود هستند كه هر چند حجّتهاى بيّنه و دلايل ساطعه ببينند ، ايمان نمىآورند .
( آيهء 68 ) ( وَانَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ )
تفسير :
و همانا كه پروردگار تو غالب و منتقم از دشمنان خود است و هيچ كس را قوهء غلبهء بر او نيست ، و مهربان است كه عقوبت نفرمايد مگر بعد از اتمام حجّت ، يا رحيم و مهربان است نسبت به مطيعان .
گفتيم كه در اين سوره قصهء هشت پيامبر ياد شده است ؛
قصهء اوّل داستان حضرت موسى عليه السلام بود ، امّا قصهء دوم :
[ داستان حضرت ابراهيم ( ع ) ]
( آيهء 69 ) ( وَاتلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابراهيمَ )
تفسير :
و اى پيامبر ، خبر و داستان ابراهيم را بر مشركان عرب كه خود را به او نسبت مىدهند و به فرزندى او مفتخرند بخوان و بازگو كن .
( آيهء 70 ) ( اذ قالَ لِأبيهِ وَقَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ )
تفسير :
زمانى كه ابراهيم عليه السلام به عموى خود ( كه در تربيت و مهربانى مانند پدر او بود ) ، و به قوم خود گفت : چيست آنچه را مىپرستيد ؟ ! اگرچه حضرت مىدانست كه ايشان بتها را پرستش نمايند ؛ اما غرض او از اين سؤال آن بود كه به ايشان بنمايد كه بتهايى كه آنها به عبادت آنان مشغولاند استحقاق و قابليت پرستش و ستايش را ندارند .