و از مردم ، كسانى هستند كه به زبان گويند : به خدا ايمان آورديم ! اما چون در راه خدا اذيّت شوند - يعنى به سبب دين ، كفّار آنها را عذاب كنند يا آن كه از همدينان خود متألّم و متأذّى شوند - رنج و عذاب مردمان را مانند عذاب خدا قرار دهند ! و يعنى بعضى از مردمان از ترس عذاب مردم از دين خدا برمىگردند ، با اين كه سزاوار است كافر از ترس عذاب الهى ، دست از كفر بردارد و در اين راه اذيّتها را هم تحمّل كند ، چون عذاب الهى با عذابها و شكنجههاى مردمى قابل مقايسه نيست ؛ زيرا عذاب الهى براى كافران دائمى و ابدى است .
وَ لَلِن جَآءَ نَصْرٌ مّن رَّبّكَ . . . : و اگر يارى و نصرتى از نزد پروردگار تو - يعنى فتحى و غنيمتى - بيايد گويند : به درستى كه ما در دين و ملت با شما هستيم ، پس ما را در غنيمت شريك خود سازيد . آيا خدا داناتر نيست ( استفهام تقريرى است ؛ يعنى خدا داناتر از همه مىباشد ) به آنچه در دلهاى جهانيان است از صفاى اخلاص و كدورت نفاق ؟ !
اين بخش آيه مؤيّد آن است كه آيهء شريفه دربارهء منافقان است .
( آيهء 11 ) وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنفِقِينَ
تفسير :
البته خدا آنان را كه واقعاً ايمان آوردهاند و منافقان را كه به زبان اظهار ايمان كنند - لكن به قلب اعتقاد ندارند - را مىداند و مىشناسد و منافقان با امتحانهايى كه پيش مىآيد شناخته مىشوند .
حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمايد :
في تَقَلُّبِ الأحْوَالِ علمُ جَوَاهِر الرّجالِ
: در زير و رو شدن احوال ، حقايق اشخاص دانسته شود . « 1 »
تنبيه : آيهء شريفه تهديد منافقان ، و دفع توهّم ايشان است به آن كه از عذاب به جهت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغهء فيض الاسلام ، ص 1183 ، حكمت 208 ، وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 223 ، ح 2 به نقل از فقيه .