شىء : تا آخر شمردن و بر آن احاطه كردن . فرداً حال است از كلّ .
تفسير :
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً
اغلب مشركان مكه و قريش قائل بودند كه بتهايشان فرزندان خدايند البته به عنوان تجليل و تعظيم آنها ، هر چند تراشيدهشدهء دست خودشان بودند . و اين آيه اشاره است به گفتار برخى از آنها كه مىگفتند : خداوند داراى فرزند به معناى حقيقى و تجزيه شده و تولد يافته از اوست و از جوهرهء ذات حق در وى به انشقاق از مبدأ وجود دارد . و آيات سه گانهء آتى در ردّ اين گمان فاسد است .
معناى آيه : و آن مشركان گفتند كه خداى رحمان براى خود فرزندى اتخاذ نموده است .
لَّقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً
در اين آيه التفات از غيبت به خطاب است براى بيان شدت زشتى سخن و بزرگى گناه و ناروا بودن مزعمه و گمان آنها . يعنى : اى مشركان ، حقّاً كه در اين ادعا امرى زشت و قبيح به جا آورديد .
تَكَادُ السَّماوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً * أَن دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً
يعنى : نزديك است از زشتى و بدى اين ادعا آسمانها بشكافند و زمين دهان باز كند و منشق گردد و كوهها فرو ريزند . آرى از اينجهت كه براى خداى رحمان ادعاى فرزند نمودند .
وَمَا يَنبَغِى لِلرَّحْمنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَداً
يعنى : و هرگز خداى رحمان را نسزد و به حكم عقل و خرد محال باشد و ممكن نباشد و طبق همهء شرايع آسمانى باطل و ناروا باشد كه خداوند براى خود فرزند بگيرد .
إِن كُلُّ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِى الرَّحْمنِ عَبْداً
يعنى : جز اين نيست كه همهء صاحبان خرد و شعور كه در آسمانها و زميناند در برابر خداوند رحمان برده آمده و سرِ بندگى فرود آوردهاند .
مراد از بردهآمدن همه ، توجه همه به سوى او و حضور خاضعانه و ذليلانه در برابر او و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٤