و مواعظ و اندرز و علوم و فنون بىشمار و حيرتانگيز كه هيچ كتاب بزرگ و دايرةالمعارف مبسوطى جز اندكى از بسيار آن را ندارد ، و از اين روست كه نياز به انديشه و تعقل و تعمق دارد .
وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْماً آخَرِينَ
يعنى : و چه بسيار از مجتمع انسانى را كه ظالم بودند ( يعنى به وسيلهء ردّ دعوت پيامبران بر خودشان و فرستادگان خدا و قوانين آسمانى و ملتهاى پس از خود ستم نمودند ) شكستيم و متفرق و جدا جدا ساختيم و نابود كرديم ، همانند قوم نوح و هود و لوط و فرعون . و پس از آنها گروه ديگرى به جاى آنان آفريديم و پديد آورديم .
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ
يعنى : پس چون آن مجتمع ستمكار ، عذاب ما را حس كردند ( مقدمهء عذابهايى را از قبيل زلزله ، باد سموم و بارش سنگ و غيره كه بر آنها فرود مىآورديم احساس نمودند ) به ناگاه از خانهها و مساكن و شهر خود پياده و سواره پا به فرار مىگذاشتند .
لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ
يعنى : در آن حال فرشتگان عذاب يا مؤمنانى كه حال آنها را مشاهده مىكردند ، از روى شماتت و توبيخ و استهزا به آنها مىگفتند : مگر يزيد و برگرديد به حال كامرانى و خوشگذرانى و به سوى مسكنهايتان ، شايد مورد سؤال قرار گيريد .
اين جمله اشاره است به رفتار ناپسند و روش متكبرانهء آنها با فقرا و زيردستان كه از روى احتياج به آنها رو مىآوردند و آنها ايشان را با تحقير و استهزا مأيوسانه برمىگرداندند . يعنى برگرديد كه باز فقرا سؤال كنند و شما جواب رد بدهيد .
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيداً خَامِدِينَ
يعنى : آنها در آن حال گفتند : اى واى بر ما ، حقّاً كه ما ستمكار بوديم - ستم به خود و فرستادگان خداوند و قوانين آسمانى و فقرا و زيردستان مىكرديم - و پس از آن پيوسته همين نفرين و ويل و واى ، دعا و درخواست آنها بود تا آنكه همه را مانند علفهاى درو شده بر روى زمين ريختيم و همانند آتش خاموش نموديم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٢٥