بايد دانست كه مفاد اين آيه حكم كلى مستقل است ، و محتمل است كه آيه نيز مستقلًا نازل شده باشد و دلالت دارد بر سعهء مخلوقات و معلومات خدا و اينكه همهء آنها دالّ بر ذات بارىتعالى و علم و قدرت اوست همانند دلالت لفظ بر معنا . و چون اين آيه پس از قصهء اصحاب كهف و عجايب وضع آنها و پس از سرگذشت خضر و موسى عليهما السلام و غرايب امر آنها و بعد از قصهء ذوالقرنين و كار عظيم و بهتآور او نازل شده كه هر يك اسرارى در بر دارد ، گويى مفاد آيه اين است كه اين امور در برابر علم بىپايان او ذرهاى در مقابل اقيانوس است .
[ راهكار لقاء اللَّه ]
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيغَّ أَنَّمَا إِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
اين آيه در آخر سوره اشاره به اصول سه گانهء دين دارد كه خدا دستور ابلاغ آنها را مىدهد ، يعنى جملهء أنّما الهكم إله واحد به توحيد ، و كلمهء يوحى الىّ به نبوت ، و جملهء يرجو لقاء ربّه به معاد و روز رستاخيز .
معناى آيه : اى پيامبر ، به كفار و مشركان مكه بگو : جز اين نيست كه من بشرى همانند شما هستم يعنى ادعاى غير بشريت را ندارم ، و تنها امتياز من از شما اين است كه به من وحى مىشود و مرا خدايم به نبوت و پيامبرى برگزيده است ، و نبوت با بشر بودن منافات ندارد بر خلاف آنچه شما تصور مىكنيد . و آنچه به من وحى مىشود توحيد است و اينكه معبود شما خداوند يكتاست . پس هر كس به معاد اعتقاد دارد واميد ملاقات پروردگار خود دارد بايد عمل نيك انجام دهد و در پرستش و عبادت پروردگار خود كسى را شريك نسازد . از اين جمله استفاده مىشود كه عمده محرك بشر به سوى عمل صالح اعتقاد به معاد و مجازات و ترس از كيفر است به طورى كه اگر معاد نبود يا شخص به آن معتقد نبود احدى از مكلّفان به جز شاذّ و نادر به عمل نمىپرداخت .
و الحمد للَّهرب العالمين
10 / 9 / 85
* * *